بنام خدا
(من المومنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا)
مقدمه:
علما، اندیشمندان و قهرمانان در هر جامعه باهر رویکرد و نگرش بهمثابه سرچشمه های فرهنگ، معنویت و هویت اجتماعی از جایگاه بی بدیل و رفیع برخوردارند. در ادبیات علوم اجتماعی اندیشمندان بهعنوان سرمایههای انسانی بنیاد اصلی همۀ اشکال و وجوه سرمایههای اجتماعی تلقی گردیده که در پویا سازی فرایندهای اجتماعی، بارورسازی فضای فکری، ارزشی جامعه و تکوین صورتبندیهای اجتماعی نقش بنیادین را ایفا مینماید.کاوشهای اخیر انسانشناسی های علمی این واقعیت را آشکار ساخته است که انسانهای ممتاز و فوق العاده همواره فرانماییهای فراتر از قالبهای رسمی و حاکم بر جامعه داشته و بسترهای اجتماعی را با تکاپوها، جوششهای ذهنی وتوفندگیهای روحی خود در نوردیده، تغیرات بنیادین اجتماعی را جرقه می زند. اندیشمندان علوم اجتماعی بر این باوراند که جهان پهناور مادی با وجوه متراکم ازفراوردهها وتجلیهای رنگارنگ خود عرصه تبلور بازنمودها وباز آفرینی های فزاینده روح پویا، فراجو و بی پایان انسان است. تغیرات وتکامل اجتماعی برآیند دیالکتیک کششهای عمیق ذهن انسان با عینیت ها و تعین های اجتماعی است. از همینرو اندیشمندان غربی ازنیچه تاهگلیهای جوان بهنحوی اذعان میدارند که ذهن دینامیک انسان بهعنوان نیرومندترین جوهرۀ محرکۀ تاریخ باروابط تولیدی وفرایندهای رسوب یافته جامعه که نوع ایستای، سکون، بازماند و پس افتادگی را ایجاد میکند ستیزه نموده سرانجام بزرگترین تغیرات اجتماعی را کلید می زند.ازنظر آنان نهاد جامعه همان نهاد بیدار تاریخی انسان است که بر اثر همپیوندیهای روانی انسان، کنش و واکنشهای انسانی درعرصه پراکسس وکارزار اجتماعی کم کم این نهاد شکل یافته و سر برمی آورد. بر این اساس جریانهای نابسامان و متخاصم انسانی، همانند ظلمها، مرارتها، بیعدالتیهای تاریخی، جراحتهای روانی نشئت گرفته ازخشونتهای خونین، طی فرایند زمان درنهاد جامعه انباشت گردیده، رسوب یافته، فرآوری شده سرانجام روزی ازنهاد ابرمردها یا ابرمرد همچون آتشفشان فواره میزند. بنا براین وجود حقیقیِ جامعۀ انسانی هستی و بودمان ابرمردها است. ابرمرد وجدان زخم خورده تاریخی و بغض ترکیده تودهای محکوم است. ابرمرد تجلی آرزوهای فروخفته وآرمانهای فرومانده وبرافروخته انسانهای محروم است. درکشور ما هم که از بدو تأسیس آوردگاه خونین کامروایان و کامجویان قدرت بود، عرصۀ تاخت وتاز، یغماگریها و سلطه جوییها در راستای هژمونی قومی وقبیلوی بود. به نحوی که خصلت یغماگری در ژرفای نهاد آنان به صورت خصلت آیینی رسوخ یافته بودند، و در هر برهه برای کامروایی، کامجویی و هژمونی قومی خود تودهها را به زنجیر میکشیدند و برای اسارت و بردهسازی تودههای محروم جویبارهای ازخون بهراه میانداختند. و برای مردم ما که روزگار بلند را با قتل عام شدنهای خونین سپری نموده بودند، رهایی، آزادی، آرامش، صلح و همزیستی برادرانه آروزهای دست نیافتنی بهشمار میآمد، آری این آرزوها و آرمانهای تاریخی در اعماق وجود نیاکان ما تراکم یافته فراوری شده و در دورههای متفاوت تاریخی از نهاد ابر مردهای جامعه ما همچون شهید اسماعیل مبلغ، شهید بلخی، شهید مزاری و شهید شریفی فواره زده است. ودرشرایطی که جامعۀ ما در اوج چیرگی تبعیضهای برآمده از مغاک تاریک اندیشی، خونخواری و مناسبات ددمنشانه زمامداران، هربار در مرحلهای از تصفیۀ نژادی و انقراض اجتماعی قرار می گرفت، نقش اَبرمردهای جامعه ما از جمله شهید شریفی در نجات، رهایی وعبور دادن مردم از جنگهای خانمانسوز، وبحرانهای فرساینده و خونین بهخوبی روشن است. براستی شهید شریفی یکی از ابرمردهای تاریخ اجتماعی ما است که برگ برگی از خاطرات پر فروغ زندگی اش حرکتزا، موجآفرین و الهامبخش است. او در متلاطمترین برهه از تاریخ اجتماعی، در نقش یک رهبر پیشگام با تدبیر خردمندانه تهدیدها را تبدیل بهفرصت وفرصتهای زرین را برای جامعه ما به ارمغان آورد.اما فرازهای اززندگی پربار استاد شهید
استاد شریفی درسال 1307 در خانواده روحانی و مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم کربلای قاسم علی درآن زمان درقریه بلو داود ملای مکتب بود. اداره شئون مکتب، تربیت شاگردان و اداره برخی از شئون اجتماعی از او مربی کار آزموده ساخته و این امر باعث میشود که شهید شریفی تمام بایسته های تربیتی را از محیط خانواده بخوبی فرا گرفته و درپهنه مراودات اجتماعی با همسالان ممتاز ظاهر گردد. استاد عظیمی که از همسالان استاد شریفی بوده او را در دورۀ کودکی و نوجوانی بسیار مستعد، جسور، با شهامت و غیور، درعین حال خوشمشرب، خوشذوق، آراسته و مؤدَّب توصیف می دارد، در آغاز دورۀ جوانی بخت با او یار گردیده درمدرسۀ حوتقل ازمحضر آیت الله وحیدی که خود سرآمد سرمایه های انسانی جامعه ما بود به فراگیری علوم حوزوی مشغول میگردد، ویژگی ممتاز او استادش رامجاب می سازد که بانگاه متفاوت و با دیدۀ احترام با او برخورد نموده ومنزلت علمی برای او قائل باشد. باگذشت زمان استعداد سرشار، ذهن مواج و متلاطم او وی را راهی مسافرت به ایران میسازد. ایشان درمشهد مقدس با بهره گیری ازمعنویت سرشار بارگاه شاه خراسان، ازمحضر ادیب نیشابوری ادبیات عرب تامطول توأم با روش و منش استاد را بهخوبی فرا میگیرد. بالندگی و موفقیت او در فراگیری دروس بهحدی چشمگیر بودهاست که ادیب نیشابوری از استاد بهعنوان آموزگار و همکار خودش در امر تدریس شاگردان بهره میگیرد. او همزمان با تعلیم و تعلم دروس حوزوی به مطالعات عمیق در حوزههای علوم انسانی و تجزیه، تحلیل مشاهدات خود از فضای اجتماعی وجریانهای فکری ایران آن زمان هم می پردازد، دیری نمی پاید که دغدغههای انسانی و پیوستگیها، تعلقات قلبی با مردم او را وادار میسازد که با کوله باری از دانش و تجربه درمیان مردم بازگردد. در مجموع فرازهای ازفعالیتهای ثمر بخش استاد را در سه محور آموزشی، تبلیغی وفرهنگی، فعالیتهای اجتماعی، سیاسی میتوان دستهبندی نمود.
الف- فعالیتهای آموزشی: استاد شهید در بازگشت از ایران ابتدا در مدرسه حوتقل بهمدت 15 سال بدون حقوق بهتدریس ادبیات، منطق، اصول، جلدین لمعه تا مطول می پردازد، تخصص و تسلط استاد بر متون درسی، بیان شیوا و روش عالی او در تدریس در سطح منطقه آوازه بلند ایجاد نموده، افراد نخبۀ زیادی را ازنقاط مختلف به محیط مدرسه حوتقول فرا میکشاند، شاگردان او از خاطرات آنروز بیان میدارد که استاد با خوش طبعی، خوش ذوقی، نظم و آراستگی ظاهری و شخصیت کاریزماتیکی که داشت محیط مدرسه را روحافزا و پر طراوت ساخته بود، نوای درس او درفضای مدرسه مواج و صدای آهنگین او در هر نقطۀ از مدرسه طنین انداز بود.شاگردان نامدار استاد که هرکدام چهره های وزین اجتماعی امروز ما است میتوان آنرا یکی از میراث گهر بار زحمات علمی استاد بهشمار آورد.
ب- فعالیتهای تبلیغی: بهموازات تدریس و آموزش، استاد در مراسمهای مختلف در میان مردم حضور یافته به ارشادات مردم و توسعه،تعمیق فرهنگ و آیینهای دینی از طریق ایراد سخنرانیهای پرشور می پردازد. او خود در برپایی مراسم ها و آیینهای معنوی جامعه در سطح مساجد و حسینیه ها نقش محوری و ارزنده را ایفا مینموده و باشاگردان خود در مساجد و محلات مختلف برنامههای متنوع فرهنگی را در قالب دعا، نیایش روضه وسخنرانیها دایر مینماید. تداوم مراسمها وآیینهای معنوی درجامعه ما تا امروز در حقیقت استمرار مشی دینی و عملی این بزرگان می باشد.شاگردان استاد یکی از برجسته ترین قابلیتهای استاد را مهارت وصف ناپذیر در امر سخنوری و سخنرانی وی بیان میدارد. سخنرانیهای استاد بهگونهای بوده که در هر محفل جوش و خروش و تلاطمهای زاید الوصفی را میآفریده است.
ج- فعالیتهای اجتماعی و سیاسی استاد: فعالیتهای اجتماعی استاد دامنه وسیع را در بر میگیرد، استاد شهید با حضور خود در میان مردم به دستگیری از فقرا، دفاع از حقوق محرومین وحل فصل منازعات مردمی و اصلاح ذات البین میکوشد، و در این زمینه موفقیت بسیار بالای داشته و سخنانش بهحیث زعیم و مرجع داوری فصل الخطاب بوده است. درسال 1331 که فضای اجتماعی کشور هنوز تحت تاثیر اختناق فکری استبداد هاشم خانی بود یکبار شرارت کوچیهای مهاجم اوج میگیرد، کوچیهای شرور به منظور غارت مغازه ها به بازار حوتقول و انگوری حمله نموده.ومیرفت تاشعلههای جنگ همه منطقه را درکام خود فرو بلعد، استاد درنقش رهبر پیشگام همراه با آیت الله وحیدی مرحوم از طریق بسیج عمومی شرارت کوچیهارا دفع نموده، و در حل فصل حقوقی این غایله در برابر دولت بخوبی ایستادگی نموده و از حقانیت مردم دفاع مینماید. پس از آن رسما وارد عرصه فعالیتهای سیاسی اجتماعی میگردد. استاد اولین بار در سطح ملی به نمایندگی از مردم جاغوری در مراسم خاک سپاری هاشم خان عموی ظاهرشاه در محضر تمام اراکین دولت و اجتماع مردمی سخنرانی پرشور را ایراد مینماید.که در تغیر رویکرد دستگاه دولتی و تلطیف مناسبات دولت با مردم شیعه و هزاره تاثیر بهسزای ازخود برجای می گذارد، با اوج گیری فعالیت او درجامعه و گسترش دامنه محبوبیت استاد درمیان مردم استاد از مقبولیت بالای اجتماعی خود اطمینان یافته، خود را در دهۀ موسوم به دهۀ دموکراسی برای نمایندگی در مجلس کاندید مینماید و بر رقیب نامدارش که از خوانین جاغوری بود با حمایت همه جانبه مردم پیروز شده به پارلمان می رود. در پارلمان آن زمان در زمینه دفاع از حقوق اقلیتها، رفع تبعیض و بی عدالتی از عرصه مناسبات ملی و توزیع برابر فرصتهای اجتماعی سخنرانیهای حماسی و پرشوری را ایراد می سازد. یکی از عمده ترین حرکتهای سیاسی و مدنی او که نقطۀ عطف درتاریخ کشور ما است دفاع از رسمیت یافتن زبان فارسی است. ظاهر طنین در این رابطه از استاد شریفی بهعنوان روشنفکر اسلامی درکنار سایر روشنفکرانی، همچون شهید اسماعیل مبلغ، عبدالرحیم هاتف، صدیق فرهنگ، و مولانا راشد که برای رسمیت یافتن زبان فارسی ایستادگی وپایمردی بالایی از خود نشان دادند به نیکی یاد میکند. همانگونه که مستحضرید در دورۀ استبداد هاشمخانی بر اثر عقدههای هاشم خان از قتل برادرانش نادرشاه و محمد عزیز، استبداد و اختناق شدید به مدت 17 سال بر کشور حاکم گردید. بهتعبیر ظاهر طنین این دوره دورۀ اختناق فکری، عقیم سازی اندیشه و زنجیر بستن زبانها به عنوان اصلی ترین نماد و محمل خرده فرهنگهای کشور بهحساب میآید. در این دوره خفقانی، نوع نگرش کاستی درسطح مناسبات دولت- ملت نسبت به اقلیتهای قومی از سوی دستگاه حاکمه، و به تبع آن ذهنیت و قضاوت کاستی در مناسبات اجتماعی شهروندان به حیث شهروندهای درجه یک و درجه دوم و همچنین نوع خودباوری و خود بینی کاستی در اعماق نهاد اقلیتهای قومی فرونشسته و نهادینه شده بود.اما در دهۀ دموکراسی براثر حرکتهای روشنفکران، نمایندگان اقلیتها در مجلس شورا بهخصوص حرکت و بر افروختگی استاد شهید شریفی طرح بهرسمیت یافتن زبان فارسی و سایر زبانهای درحاشیه مطرح گردید که استاد شریفی با سخنرانی روشن بینانۀ خود وبه استناد به قران کریم بهعنوان مصدر اصلی قانون اساس کشور استدلال نمود که در قرآن کریم علمه البیان آمده است نه علمه الپشتو، با این منطق توانست بن بست پدید آمده در مراودات فرهنگی و نوعی اتیسم فرهنگی که فرایندهای عقیم سازی هرنوع حرکت مدنی و زایشهای فرهنگی را در پی داشت بر شکند، فروزش و درخشش بی نظیر او در سطح مجلس باعث شد که ظاهر شاه روابط بسیار دوستانهای با استاد برقرار ساخته و حتی در مراسم های خاص و برخی از مسافرتهای خودش استاد را با خود همراه سازد، استاد شریفی هم از روابط خوب به وجود آمده به بهترین شکل استفاده نموده، زمینۀ مسافرت شاه را به مناطق مختلف هزارجات فراهم وتوجه شاه را به محرومیتهای اجتماعی مردم ما معطوف میسازد که پیامد آن توسعه مکاتب و ادارات دولتی به منظور رفع محرومیتها به صورت نسبی از سطح جامعه ما بود.در پس از پارلمان استاد به انجام وظایف و مسئولیتهای حوزوی خود در میان مردم دوباره پرداخته سر انجام با اوج گیری التهابات سیاسی، زایش بی وقفه حوادث خونین وتغیرات پیوسته رژیم های سیاسی در بحبوحۀ انقلاب کمونیستی درسال 1357-58 توسط عمال کمونیستی بعنوان شخصیت سیاسی، اندیشمند و متفکر مربوط به ایدئولوژی اسلامی در منطقه دستگیر گردیده و پس از اندک زمانی به شهادت میرسد. روحش شاد و یادش گرامی باد عبدالخالق- قاسمی