پيش از گفتار

بسمه تعالي

تقديم به روان پاك شهيدان به خون خفته لبنان وبه خصوص شهيدان مظلوم فاجعه قانا

نوشتاري را كه پيش رو داريد به بهانه حمايت از جهاد ناب حزبالله دربرابر تجاوز سبوعانه اسرائيل در تابستان ۱۳۸۵ نگاشته شده است كه اينك در آستانه دومين سالگرد آن قرار داريم واكنون زمزمه ان است كه اسرائيل در صدد طراحي يك عمليات جديد عليه حزب الله است كه اميد وارم خداوند بزرگ بار ديگر زهر شكست را در كام اسرائيل وحاميان منطقه اي وبين المللي آن وهمچنين مزدوران داخلي فرو ريزد اين نوشتار با هدف تيشه زدن به ريشه هاي فكري و ايدئو لوژيكي اسرائيل و شناساندن انحرافات كلامي و عقيدتي اين رژيم از خط سير پيامبران الهي به رشته تحرير در آمده است و اميد وارم قدمي باشد در راستاي نابودي هرچه سريعتر رژيم منحوس اسرائيل و از خوانندگان محترم تقاضا دارم كه كاستي هاي اين نوشتار را به ديد اغماض ننگرند بلكه آنرا برايم تذكر دهند والسلام عبدالله اخلاقي

چكيده مباحث

 

 

 

اين نوشتار درپي بررسي انحرافات اعتقادي وكلامي يهود ازنگاه قرآن مي باشد البته انحرافات كلامي كه تاثير گذار در عرصه هاي سياسي واجتماعي  بوده ودر مجموع باعث سقوط كامل بني اسرائيل در ورطه هلاكت وبدبختي نيز گشته اند ازاينرو پرسش اصلي اين نوشتار اين است كه از ديد گاه قرآن چه انحرافات كلامي باعث شده است تا بني اسرائيلي كه روزگاري امت بر گزيده خداوند محسوب مي شد اينك تبديل گشته است به يگ ملت رانده شده اي كه جز ظلم و جنايت وخونريزي ارمغاني براي بشريت ندارد ؟ نويسنده اين سطور به دو نحو به اين پرسش پاسخ گفته است يكي پاسخ اجمالي كه درآن نويسنده معتقد است كه علت اصلي سقوط بني اسرائيل طراحي ايده آزادي مطلق انسان در سر نوشت خود واعتقاد به عدم نقش آفريني خداوند در سرنوشت انسان بوده است و طراحي اين ايده نه تنها بني اسرائيل را به ورطه هلاكت كشانيده كه بلكه سنگ بنائي گشته است كه تمدن انسان محور واومانيسم امروزنيز براساس آن پايه ريزي گشته است هرچند انحرافات ديگر كلامي نيز در سرنوشت بني اسرائيل بي تاثير نبوده است  ودر پاسخ تفصيلي نويسنده اين سطور به سه انحراف عمده كلامي يهود اشاره ميكند كه عبارتند از1 جسم انگاري خداوند  2 اعتقاد به تفويض عالم وآزادي مطلق انسان 3 تفسير نادرست از عدل الهي وبا به عبارت بهتر عدم اعتقاد به عدالت راستين خداوند كه اين انحرافات هر كدام تاثيرات زيادي را بر سرنوشت بني اسرائيل وبلكه كل بشر داشته است اما بازهم نويسنده معتقد است كه مهمترين عامل سقوط بني اسرائيل كه باعث رانده شدن بني اسرائيل از رحمت الهي وگرفتاري آنها در ورطه هلاكت گشته است همان اعتقاد به تفويض عالم وانكار نقش الهي در سر نوشت بشر است. اما اسلوب سخن به گونه اي است كه از تكرار مطالب به صورت جدي پرهيز صورت گرفته است لذا تلاش نويسنده براين است كه مطالبي را كه درپاسخ اجمالي بيان نموده است از آوردن آنها در پاسخ تفصيلي  اجتناب نمايد تاموجب ملال خاطر خوانندگان فراهم نيايد ونيز موجبات تضييع اوقات گرانبهاي آنها فراهم نگردد نويسنده اين سطور از هر گونه انتقاد وپيشنهاد براي بهتر شدن مباحث استقبال ميكند

 

 

 مقدمه وطرح مسئله

 

 

 

سابقه درخشان وپربار بني اسرائيل بر هيچ محقق فرزانه اي پوشيده نيست  وبي تر ديد اين امت از گذشته هاي كهن تاريخ مهد توحيد ومعدن انبيا واولياي بزرگ الهي بوده است  وبراي تصديق اين مطلب كافي است تا تصور نماييم كه 40 در صد كل انبياي اولو العزم الهي از ميان اين امت بپا خواسته است وبگذريم از اينكه حضرت ابراهيم (ع) نيز جد اعلاي اين امت به حساب مي آيد  واين نيز صد البته علاوه بر خيل عظيم از انبيا واولياي الهي است كه از ميان اين امت به بلنداي عظمت كل تاريخ بشر قد برافراشته اند  وپر واضح است كه اسرائيل امروزي كه دولت غاصب صهيونيزم خودرا نماد وتماميت آن معرفي ميكند هرچند ادعا دارند كه از اعقاب وفرزندان آن بزرگمردان تاريخ به حساب مي آيند اما در منش وروش خود هيچ شباهتي با انبياي گذشته ندارند  واصلا قابل پذيرش نيست كه بگوييم اگر حضرت داوود (ع) وحضرت سليمان (ع) نيز نخست  وزيري ويا  رهبري ستاد ارتش ارسائيل را بر عهده داشت باز هم فجائعي چون قانا وقاناها به دست سربازان ومزدوران اين رژيم سفاك اتفاق مي افتاد . پس اين دستهاي بخون آلوده واين زندگي سراسر جنايت وننگ گواه اين حقيقت است كه اين قوم در يگ ارتداد عظيم تاريخي از گذشته درخشان خويش قرار گرفته است .

ازاينرو طبيعي است كه ناخود آگاه اين پرسش در ذهن هر انساني مطرح شود كه چه عواملي باعث شد كه ازاين امت بر گزيده خدا باز ماندگاني اين چنين تقديم جامعه بشري گردند ويا به عبارت روشنتر چه عواملي باعث شده است كه اين قوم بر گزيده خداوند از فراز قله معرفت وكرامت انساني به پست ترين مرحله زندگي حيواني سقوط نمايد ؟

بي ترديد اين فرايند عظيم تاريحي نميتواند معلول يگ علت ومحصول يگ عامل باشد  بلكه علل وعوامل متعددي دست به دست هم داده اند تااين فرايند تاريخي شكل بگيرد  كه از جمله آنها ميتوان به تهاجمات فرهنگي وسياسي اقوام ديگر وازبين رفتن اسناد ومتون تاريخي اين قوم وتحريف كتب آسماني اينها اشاره نمود  واما پر واضح است كه بررسي همه اين علل وعوامل زمان ومجال بيشتري را براي تحقيق ميطلبد بنا براين آنچه را كه ما در اين نوشتار در پي آن هستيم بررسي همه اين علل وعوامل نيست  بلكه ما به دنبال عوامل معرفت شناسانه  وبه طور خاص انحرافات كلامي وعقيدتي هستيم كه سبب سقوط اين قوم گشته اند  والبته آنهم نه به شيوه پديدار شناسانه وتاريخي بلكه از نگاه قرآن وبه شيوه تحليلي وتفسيري  از اينرو پرسش اصلي اين تحقيق اين است كه  از نظر قرآن چه انحرافات كلامي باعث شد تااين قوم دچار سقوطي اين چنين دهشت ناك گردد ؟

ودر كنار اين پرسش اصلي پرسشهاي فرعي اين تحقيق عبارتند از اينكه :

1 تصور عمومي بني اسرائيل از خداوند چگونه بوده است ؟

2 ديد گاه بني اسرائيل راجع به جبر ويا تفويض چيست؟

3 برداشت بني اسرائيل از عدالت خداوند چيست ؟

 

 

نوشته شده توسط عبدالله اخلاقی در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۲/۰۲ |

بسمه تعالی

مقدمه وطرح مسئله

سابقه درخشان وپربار بنی اسرائیل برهیچ محقق فرزانه ای پوشیده نیست بدون تردید این امت از گذشته های کهن تاریخ معدن توحید ومهد انبیا واوصیا بزرگ الهی بوده است وبرای تصدیق این مطلب کافی است تصور نماییم ۴۰ درصد کل انبیای اولوالعزم ازبنی اسرائیل بپا خواسته است وبگذریم از اینکه حضرت ابراهیم (ع)نیز جد اعلای این امت به حساب می آید واین مسئله نیز صد البته علاوه بر خیل عظیم دیگر از انبیا واوصیای الهی است که ازمیان این امت به بلندای عظمت کل تاریخ قد برافراشته اند

وپر واضح است که صهیونیزم امروزی که دولت غاصب اسرائیل خودرا نماد آن معرفی میکند هرچند که خودرا از اعقاب آنبزرگمردان تاریخ معرفی میکنند در منش وروش خود هیچ گونه شباهتی با انبیای بزرگ الهی ندارند

براستی کدام اندیشمند می پذیرد که اگر حضرت داوود (ع) وسلیمان (ع)نیز امروزه فرماندهی ارتش اسرائیل رابرعهده داشت باز هم فجایعی چون قانا وقاناها به دست سربازان این رژیم اتفاق می افتاد

پس این دستهای به خون آلوده واین زندگی سراسر جنایت وننگ خود گواه این حقیقت است که این قوم در یگ ارتداد بزرگ از گذشته تاریخی خود قرار دارد .

وازاینرو پرشسی که اینک به ذهن میرسد این است که چه عواملی باعث شده است که این قوم از بلندای معرفت وکرامت انسانی به پست ترین  مرحله زندگی حیوانی سقوط نمایند ؟

بی تردید این فرایند عظیم تاریخی نمیتواند معلول یگ علت ومحصول یگ عامل باشد  بلکه ممکن است عواملی متعددی دست به دست هم داده  واین فرایند تاریخی را شکل بخشیده است که ازجمله آنها میتوان به تهاجمات گسترده فرهنگی اقوام دیگر وازبین رفتن اسناد تاریخی ویا تحریف متون دینی اینها اشاره کرد .اما پر واضح است که بررسی همه این علل وعوامل مجال وفراغت بسیار می طلبد ازینرو ما در این نوشتار درپی بررسی همه این علل وعوامل نیستیم بلکه آنچه که ما دراین جا دنبال خواهیم کرد عوامل معرفت شناسانه وبه طور خاص انحرافات کلامی وعقیدتی وبطور اخص مسائیل کلامی تاثیر گذار در عرصه های سیاسی واجتماعی است  والبته آنهم نه به صورت پدیدار شناسانه ویا تاریخی بلکه از نگاه قرآن وبه شیوه تحلیلی وتفسیری است

ازینرو پرشس اصلی این نوشتار این است که از نظر قرآن چه انحرافات کلامی وعقیدتی باعث شد تا قوم بنی اسرائیل این گونه به ورطه هلاکت سقوط کند ؟

ودر کنار این پرشس اصلی پرشسهای فرعی این تحقیق عبارتند از اینکه :

۱   عقیده عمومی بنی اسرائیل نسبت به خداوند چگونه بوده است ؟ ویا به تعبیر دیگر بنی اسرائیل چه تصوری از خداوند داشته اند ؟

۲  برداشت بنی اسرائیل بطور خاص از عدالت الهی چه بوده است ؟

۳   آیا بنی اسرائیل نیز انبیای خودرا معصوم میدانستند؟

۴   دید کاه یهود راجع به مسئله جبر وتفویض  واختیار  انسان چیست ؟

نوشته شده توسط عبدالله اخلاقی در چهارشنبه ۱۳۸۶/۰۴/۰۶ |