بنام خداوند جان آفرین
در روز جمعه 19 فروردین 1390 یک تجمع اعتراضی از سوی بیش از هزار نفر طلاب خارجی مقیم جمهوری اسلامی ایران در اعتراض به جنایات آل خلیفه در بحرین و مداخلات نظامی ماجرا جویانه عربستان سعودی علیه مردم بی پناه و بی دفاع این کشور صورت گرفت که ما نیز به حکم احساس وظیفه شرعی و دینی در این تجمع شرکت نمودیم. در ابتدا تصور ما این بود که سازمان دهندگان این تظاهرات اعتراضی برای تنظیم منشور و بیانیه تظاهرات جلسات مقدماتی قبلی را بر گزار نموده و بیانیه نهایی را با مشورت هم تنظیم نموده اند. اما باز هم عقل سلیم ایجاب می کرد که اگر چنین بیانیه ای جامعی، تنظیم نشده بود، ما باید در فکر تنظیم منشور این تجمع باشیم که حرف دل همه طلاب خارجی باشد. و این بود که با تعدادی از دوستان دانش¬پژوه مشوره های مقدماتی را انجام دادیم که اگر ما بنا باشد که یک حرف ماندگار در این جمع بگوییم چه باید بگوییم؟ لذا از برخی از نکات سودمندی که آنها رائه نمودند استفاده بردیم، اما متاسفانه روز پنجشنبه از صبح ساعت 8 تا دوازده و نیم یکسره درس داشتیم و عصری هم بدنبال تمدید گذرنامه و چند وچندین کار دیگر تاشب دیگر رمقی برایم باقی نمانده بود تا مطالب را تایپ و تکثیر نمایم، بخصوص که صبح زود باید به سمت تهران حرکت می کردیم. این شد که حرفهای ما همچنان نا نوشته باقی ماند. اما بازهم امید وار بودیم که این حرفهای دل همه ما، شاید از دل پردرد یک طلبه دیگری برون آید، چون حقیقتش برای من مهم نبود که کی سخن بگوید؟ بلکه مهم این بود که چه گفته شود؟ تا حرفهای دل همه ما شنیده شود. در داخل اتوبوس با تعدادی از دوستان هم سخن شدیم و دیدیم که واقعا، همه حرف دل همه طلاب حاضر چه پاکستانی و چه بنگلادیشی و چه هندی و اندونیزیایی و ترکیه ای و آذربایجانی و افغانستانی، یکی بود. و این بود که امید واری ما مضاعف گشت که حرف دل ما شاید بر زبان شیرین و شیوای یک دوست و همراه دیگری جاری شود. و لذا وقتی جلو دفتر سازمان ملل متحد پیاده شدیم بنده داخل جمعیت رفتم تا یک مستمع خوبی برای دلگفته ها باشم و درمواردی با فریاد مرگ بر آل¬خلیفه و آل¬سعود مؤیید این دلگفته¬ها باشم. اما حقیقتش باهمه سخن¬های زیبایی که گفته آمد و بخش زیادی از آنها نیز حرفهای دل همه ما بودند، به جهت قصور در بیان، جان مطلب بیان نشد. که اینک در ذیل بیان خواهیم کرد. راستش ما چون می¬خواستیم که در جلو دوتا نمایندگی صحبت نماییم. لذا باید دوتا پیام مشخص و واضح برای هرکدام می¬داشتیم. و پیام نگفته ما برای مسلمانان آزاده، سازمانهای بین-المللی و بخصوص مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل متحد از جایگاه یک عالم دینی، این بود. که عالیجنابان ما با شناخت دقیق و عمیقی که از جریان فاسد و نا بخرد حاکم بر عربستان(آل-سعود) و تئوری پردازان گمراه مذهبی آنان(جریان انحرافی وهابیت) داریم این است که این دیوانگان قدرت و بی¬دین در کنار این جریان گمراه خشن اگر بحال خود رها شوند، دنیا را به آتش خواهند کشاند. و نمونه¬های آنرا شما هر روز در عراق، در هند، در کشمیر، در پاکستان و بخصوص در پاراچنار، در افغانستان، در بالکان، در آذربایجان، در ازبکستان، در شرق ایران، در قزاقستان، در چچین و داغستان، در یمن مشاهده و سکوت نمودید، تا بالاخره این شد که اوج وقاحت آنرا در بحرین مشاهده نمایید. اگر تا به امروز دنیا سخن مارا با یک تلقی ناباورانه نشنیده می¬گرفت. آیا اکنون که گرد و غبار ستم آل¬سعود و آل¬خلیفه، از یکسو و فریاد استغاثه مردم بی¬پناه و مظلوم بحرین از سوی دیگر، به آسمان برخاسته است، مگر زمان آن فرانرسیده است که در یابیم که با چه طرزتفکری؟ و باچه کسانی مواجه هستیم؟ بنابراین شرایط ایجاب کند که همه مسلمانان احساس نمایند که برعهده همه مسلمانان یک فریضه الهی به¬عنوان واجب کفایی است که بپا خیزند و شر آل¬سعود و جریان منحط وهابیت را از دنیا پاک و دنیا را از لوث وجود اینها تطهیر نمایند. و از آنجاییکه غیر مسلمانان نیز همانند مسلمانان مکلف به فروع نیز هستند، لذا این مسئله یک فریضه همگانی و یک وظیفه انسانی فراگیر است که همه انسانهای آزادیخواه جهان دست به دست هم دهند تا دنیا را از شر این شیاطین آسوده سازند. و یا دست کم اینکه به کمک مردم بی¬دفاع بحرین شتافته آنها را ازشر ستم این دیوانگان رهایی بخشند. و مسلم است که ما ساختار حاکم بر نظام بین¬المللی و بخصوص شورای امنیت را عادلانه نمیدانیم. اما از آنجاییکه ما مسلمانان دنبال هرج و مرج طلبی نیستیم، در قدم نخست این فریضه همگانی و این وظیفه انسانی را متوجه نهادهای بین¬المللی و بخصوص شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد میدانیم. و لذا خواسته اصلی ما از نهادهای بین¬المللی و بخصوص دو نهاد مذکور این است که هرچه سریعتر در این مورد مداخله نموده و به کشتار مردم مظلوم بحرین و بخصوص تجاوزات ماجراجویانه آل¬سعود خاتمه بخشد. و پرواضح است که اگر دنیا در وظیفه خود کوتاهی نمایند آنوقت ما نمایندگان کشورهای مختلف جهان در جایگاه عالم دینی احساس واجب عینی خواهیم کرد. و هرگاه احساس واجب عینی نماییم با غسل شهادت و کفن پوش به میدان جهاد با آل¬خلیفه و آل¬سعود خواهیم شتافت و آنگاه مسئولیت و عواقب بعدی این جریانات به¬عهده مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل متحد خواهد بود. و اما پیام ما به آل¬سعود این است که عصر ستمگری و وقاحت به پایان خویش نزدیک شده است. و آل¬خلیفه رفتنی است و لذا ما با یک میت در حال احتضار سخن نخواهیم کرد. و روی صحبت ما با شماست و لذا به شما هشدار می¬دهیم که جنایات شما در بحرین هیچ کمکی به¬بقای آل-خلیفه نخواهد کرد، بلکه این جنایات فقط میخهای است که برتابوت خود کوبیده وسقوط آتی خود را زودرس و پرونده جنایات آل خلیفه را سنگین تر می¬کنید. بی تردید شما پاسخگوی جنایاتی که در سراسر دنیا در برابر مسلمانان حقیقی مرتکب شده اید خواهید بود. و ما در موقعیتی نیستیم که از جانب مادران و زنان و کودکان بی سر پرست و داغدار جنایات شمارا بر شما ببخشیم. که آن وظیفه اولیای دم و حق آنهاست. که عنقریب در یک دادگاه صالحه و زودهنگام به آنها رسیدکی خواهد شد. اما وظیفه ما به عنوان عالم دینی این است که به جنابتان هشدار دهیم. که آیا آن همه جنایات متعدد نزدیک به یک قرن کفایت تان نمی¬کرد؟ که اکنون کمر بسته اید تا مردم مظلوم بحرین را با خاک و خون آغشته سازید. مگر شما چقدر ظرفیت دارید؟ و تا کجای جهنم می¬خواهید، که سقوط نمایید؟ برداشت ما این است که اگر اکنون دست از گمراهی خویش برداشته و به صراط و دین راستین الهی برگردید و تا هفتاد نسل بعدی به درگاه خداوند تضرع و زاری نمایید، باز هم نمیتوانید، تنها یک جنایت تان را که همان تخریب قبور ائمه بقیع است، از پرونده سیاه تان محو نمایید. پس چرا در سنگین تر کردن پرونده جنایاتتان این قدر ولع زیادی به خرج میدهید. بنابراین بعنوان جبران جنایاتتان در بحرین هم که شده، بیایید و با مردم بحرین همنوایی نمایید. هرچند مردم بحرین به حکم و اراده الهی پیروز این میدان خواهد بود چه شما در کنار آنها باشید و یا برعلیه آنان. اما اگر شما با مردم بحرین در سقوط آل¬خلیفه کمک نمایید، پرونده جنایات خود را سبکتر میکنید. پس اگر خرد دارید بیایید و به پاس جبران جنایات تان شر آل¬خلیفه را از سر مردم مظلوم بحرین بردارید، نه اینکه با ظالمان و آدمکشان همراهی نمایید. والسلام علی من اتبع الهدی