3 عدل الهي از نگاه يهود

 

 

 

 

يكي از مسائل مهم كلامي كه باعث بدبختي وفساد ودر نهايت سقوط بني اسرائيل گشته است بي ايماني اين ها نسبت به عدالت خداوند است ويا به تعبير بهتر تفسير نادرست اينها از عدل الهي است. عدالت خداوند يكي از اصول مهم كلامي اسلامي است كه بر طبق اين اصل خداوند عمل هيچ كسي را اعم از مومن وفاسق وكافر تباه نساخته وهر كسي را بر اساس عمل وكردار او سزا خواهد داد چنانچه عمل نيك بجا آورد خداوند پاداش نيكو خواهد داد وچنانچه عمل ناروا وناشايست انجام دهد خداوند اورا توبيخ نموده وكيفر خواهد داد وخداوند با هيچ قوم وملتي پيوند خويشاوندي ويارابطه خاص ديگري برقرار نكرده است تا بواسطه آن آنان را بدون محاسبه ميزان عمل وخوبي ويا بدي اعمال آنها پاداش دهد بلكه هركسي واز هر طائفه ونژاد ورنگي كه باشد چنانچه كردار ناپسند داشته باشد خداوند ميتواند اورا ببخشد ويا اينكه مجازات نمايد وهركسي كه به خداوند وپيامبران او كافر باشد خداوند اورا براي هميشه وجاويدان عذاب خواهد كرد

اما از افشا گريهاي كه قرآن از انديشه وافكار يهود ميكند نشان ميدهد كه اين قوم به عدالت خداوند به اين معني اعتقاد نداشته و ندارند بلكه اينها معتقدند به اينكه بني اسرائيل قوم بر گزيده خداوند است وسائر مردم از جايگاهي كه بني اسرائيل در نزد خداوند دارند بر خوردار نيستند وحتي در برخي از كتابهايشان تصريح دارند به اينكه خداوند سائر مردم را بدان جهت آفريده است كه بني اسرائيل از آنها به عنوان مزدور وخدمتكار استفاده نمايند واين اعتقاد كلامي در عرصه هاي مختلف زندگي آنها انحرافات زيادي را باعث گشته است  وآنها را از صراط مستقيم الهي منحرف كرده است قرآن كريم موارد متعددي از اين انحرافات را برشمرده وبني اسرائيل را به خاطر داشتن چنين اعتقادات نابخردانه مورد مذمت وتوبيخ وسرزنش قرار ميدهد كه ما در اينجا به طور اختصار به برخي از آنها اشاره خواهيم نمود 

3-1 ادعاي فرزندي خدا

يكي از ادعاهاي بزرگي كه خداوند به يهود ونصارا نسبت ميدهد اين است كه اينها ادعا دارند كه فرزندان خداوند هستند : ((وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى‏ نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ إِلَيْهِ الْمَصيروَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى‏ نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ إِلَيْهِ الْمَصير[1] )) (( يهود و نصارى گفتند كه ما پسرهاى خدا و دوستان او ميباشيم (اى محمد) بگو اگر چنين است پس چرا شما را براى گناهانتان عذاب ميكند، بلكه شما بشرى ميباشيد از آنچه خدا آفريده، هركس را بخواهد ميآمرزد و هركس را بخواهد عذاب ميكند و مختص بخدا است سلطنت آسمانها و زمين و آنچه بين آنها است و بازگشت همه بسوى او است))

در تفسير اين آيه بر خي از مفسرين گفته اند كه يهود ونصارا ادعا نميكردند كه آنها فرزندان حقيقي خداوند هستند بلكه آنها اين كلمه را درمعني مجازي آن به كار مي بردند ومنظور آنها اين بوده است كه چون بني اسرائيل در نزد خداوند از جايگاه ومنزلتي بر خوردارند كه سائر مردم ازآن برخوردار نيستند لذا همواره خودرا برتر از ديگران ميپنداشتند[2]  ويا اينكه ميگفتند موقعيت ما در نزد خداوند همانند جايگاه پسر است در نزد پدر ازاينرو خداوند برما خشم نخواهد گرفت واگر خشم نيز بگيرد همانند خشم پدر نسبت به پسر بسيار زود گذر خواهد بود[3]

وخداوند بزرگ در رد اين پندار فرمود : (( (اى محمد) بگو اگر چنين است پس چرا شما را براى گناهانتان عذاب ميكند، بلكه شما بشرى ميباشيد از آنچه خدا آفريده)) يعني اگر شما فرزندان خدا ميبوديد نبايد گناه ميكرديد چون فرزندان خداوند بايد شباهت با خداوند داشته باشند نه با شياطين  ويا اينكه اگر اولياي خدا مي بوديد خداوند شمارا بواسطه گناهانتان عذاب نمي كرد[4]

3-2 ادعاي موقتي بودن عذاب بني اسرائيل

يكي از ادعاهاي ديگري كه در همين راستاي خود برتر بيني بني اسرائيل خداوند به اينها نسبت ميدهد اين است كه اينها ادعا دارند كه خداوند آنهارا عذاب نخواهد كرد مگر مدتي اندك: ((قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون [5]‏‏))

  ((گفتند خداوند هرگز ما را عذاب نكند مگر چند روز معدودى (هفت روز يا چهل روز) بگو بآنان آيا بر اين ادعاء خود از خدا عهد و پيمانى گرفته‏ايد كه آن عهد تخلف پذير نباشد يا از روى عقيده جاهلانه خود و از روى ندانستگى و نفهمى چيزى نسبت بخدا ميدهيد،)) وچون چنين اعتقادي داشتند لذا عالمانه وعامدانه مرتكب گناه ميشدند واز احكام خداوند شانه خالي ميكردند واز ايمان آوردن به پيامبر گرامي اسلام خود داري ميكردند[6]

برخي از مفسرين در تفسير اين آيه نوشته اند كه : ((بني اسرائيل معتقد بودن كه خداوند آنهارا با آتش عذاب نخواهد كرد مگر به اندازه روز هاي كه بني اسرائيل گوساله پرست شدند يعني به مدت چهل رو[7]ز چون خداوند قسم ياد كرده است كه آنهارا به مدت ايام پرستش گوساله داخل در آتش نمايد[8])) برخي ميگويند كه : ((يهوديان مدينه معتقد بودند كه عمر دنيا در مجموع هفت هزار سال است وخداوند به اندازه هر هزار سال يكروز آنهارا عذاب خواهد كرد[9])) وباكمال تاسف اين انديشه برتري جوئي يهود بعد از گذشت هزاران سال هنوز كه هنوز است بهبود پيدا نكرده است ويهوديان هنوز نتوانسته اند كه روحيه بر تري جوئي نژادي خويش را بهبود بخشند [10]  وهنوز كه هنوز است دنيا بايد تاوان بد فهمي يگ مشت انسان فتنه جو ولجوج از احكام الهي را پرداخت نمايد درحاليكه خداوند بزرگ باكمال صراحت اعلام ميدارد : ((قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ بَلى‏ مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ [11]) )) ((  بگو بآنان آيا بر اين ادعاء خود از خدا عهد و پيمانى گرفته‏ايد كه آن عهد تخلف پذير نباشد يا از روى عقيده جاهلانه خود و از روى ندانستگى و نفهمى چيزى را بخدا نسبت ميدهيد،  آرى هر كس اعمال زشتى كسب كرد و كردار بدى باو احاطه نمود چنين كسى اهل دوزخ است و در آتش هميشه معذب و جاويدانست،  و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى نيك و شايسته نمودند آنان اهل بهشت و پيوسته در بهشت جاويد و متنعم خواهند بود،)) 

3-3  ادعاي نفی سبيل از غير همكيشان

درادامه روحيه برتري جوئي يهود ادعاي ديگري كه خداوند به اينها نسبت ميدهد اين است كه اينها چنين مي پنداشتند كه نسبت به جان ومال وناموس اميين (غير يهوديان) هيچگونه مسئوليتي ندارند بنا براين نسبت به آنها هر كاري كه انجام دهند مورد باز خواست خداوند واقع نخواهند شد  واين مسئله را به خداوند نسبت ميدادند يعني ادعا ميكردند كه خداوند خودش چنين اجازه اي به آنها داده است درحاليكه ميدانستند كه خداوند چنين اجازه اي به آنها نداده است [12] وخداوند اين ادعاي آنهارا اين چنين باز ميگويد :  ((((  وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبيلٌ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ  بَلى‏ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى‏ فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ[13]) ))  (( و بعضى از اهل كتاب كسى است كه اگر قنطارى از مال نزد وى امانت گذارى بسوى تو رد ميكنند و بعضى بقدرى نادرستند كه اگر دينارى باو امانت دهى پس نميدهد مگر وقتى كه بر عليه او ايستادگى كنى و يهوديان چنين گفتند كه براى ما راهى بسوى اميين (يعنى عربها) نيست و بر خدا دروغ مى‏بندند در حاليكه ميدانند آرى كسيكه بعهد خود وفا كرد و پرهيزگار گرديد همانا خدا پرهيزگاران را دوست ميدارد))

قال النبي صلى الله عليه و سلم كذب أعداء الله ما من شي كان في الجاهلية الا و هو تحت قدمي هاتين الا الأمانة فإنها مؤداة إلى البر و الفاجر[14] پيامبر گرامي اسلام فرمود : (( دشمنان خداوند به خدا دروغ بستند  اما شما بدانيد كه تمامي ادعاها ومدعاهاي كه در جاهليت در ميان مردم مطرح بود همگي را من زير پا خواهم گذاشت مگر ادا امانت كه هر كسي كه هر گونه امانتي در دست دارد آنرا بايد به صاحبش باز گرداند اعم از اينكه صاحبش انسان نيكوكار باشد ويا بدكار ))

بنابراين يهوديان به خوبي ميدانستند كه دركتب آسماني آنها به هيچ وجه چنين اجازه به آنها داده نشده است كه درامانتهاي مردم خيانت نمايند اما در عين حال به خاطر تصور غلط واحساس خود برتر بيني كه داشتند  وامتياز دروغيني كه براي خود در نزد خداوند مي تراشيدند به خود حق ميدادند كه اموال ديگران را به هر نحوي كه بتوانند تملك نمايند [15] واين مسئله نشان ميدهد كه يهوديان به هيچ منطق انساني جز زور وسلطه پابند نيستند وازاينرو مسلمانان اگر مي خواهند به حقوق خود دست يابند هيچ راهي جز كسب قدرت ندارند [16]

ودر واقع يهوديان صهيونيزم بافتنه انگيزي وشرارت خود براي مسلمانان وبلكه براي همه انسانها چاره اي جز يگ قيام عمومي ورستاخيز انساني باقي نگذاشته است ومطمئنا اگر ما در مقابل صهيونيزم به پا نخيزيم وبراي علاج اين جرسومه فساد چاره اي نيانذيشيم يهود وصهيونيزم در صدد طراحي وگسترش فتنه در داخل مزرهاي جغرافياي ما بر خواهند آمد

 

 



[1]  مائده /18

[2]  تفسير ابن عباس ص119 علامه طباطبائي الميزان ج5 ص249 علامه سيد محمد حسين فضل الله  من وحي القرآن ج8 ص105 نرم افزار جامع التفاسير نور3  وناصر مكارم شيرازي تفسيرنمونه ج4 ص329 نرم افزار ومجمع البيان ج2 ص176

[3]  طبرسي مجمع البيان ج2 ص176 چاپ كتابخانه آيتالله مرعشي نجفي چاپ اول 1403 ه ق

[4]  وتفسير جوامع الجامع ج1ص368 دار الاضوا بيروت چاپ اول 1985م والميزان ج5 ص250 نرم افزار  وتفسير نمونه ج4 ص329 نرافزار ومن وحي القرآن ج8 ص105 نرم افزار

[5]  بقره /80

[6]  علي اكبر هاشمي رفسنجاني  تفسير راهنما ج2 ص276

[7]  تفسير جوامع الجامع ج1 ص71  وتفسير القمي ج1 ص61 موئسسه الاعلمي 1412 ه ق وتفسير القرطبي ج2 ص9

[8]  تفسير القرطبي ج2 ص10

[9]  جوامع الجامع  ج1 ص71 وتفسير القرطبي ج2 ص9

[10]  ناصر مكارم شيرازي  تفسير نمونه  ج1 ص93

[11]   بقره 80_82

[12]   علي اكبر هاشمي رفسنجاني تفسير راهنما

[13]  آل عمران/75 _76

[14]  عبدالرحمن بن ابي بكر السيوطي الدر المنثور في تفسير الماثور  ج2 ص44 نرم افزار جامع التفاسير نور3 وهمان ص78 دار الكتب العلميه بيروت چاپ اول 2000م وعلي اكبر هاشمي رفسنجاني تفسير راهنما  ج2 ص74

[15]  طبرسي تفسير جوامع الجامع ج1 ص219 ابن ابي كثير  تفسير القرآن العظيم ج1 ص374 دار المعرفه بيروت  چاپ اول 1982  وتنوير المقياس من تفسير ابن عباس ص65 دارالكتب العلميه بيروت چاپ دوم 2004م

[16]  ناصر مكارم شيرازي برگزيده تفسير نمونه ج1 ص298 با تصرف در عبارت

نوشته شده توسط عبدالله اخلاقی در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۲/۰۲ |