یکشنبه
25/9/1386 5/12/1428چون این بحث مهم است لذا روایات باب را قبلا باید استقصا نماییم
روایت دوم (هفتم) در باب سیزدا از ابواب رکوع است : ((8068- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَشُكُّ وَ أَنَا سَاجِدٌ فَلَا أَدْرِي رَكَعْتُ أَمْ لَا قَالَ امْضِ )) خصوصیت این روایت در این است که موضوع این رکوع است که یکی ار کان نماز است و از مثتسنیات قاعده لاتعاد است که میفرماید : ((8060- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ لَا تُعَادُ الصَّلَاةُ إِلَّا مِنْ خَمْسَةٍ الطَّهُورِ وَ الْوَقْتِ وَ الْقِبْلَةِ وَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ الْحَدِيثَ )) واما در این جا میفرماید که به این شک خود نیز اعتنا نکنروایت سوم (هشتم ) روایت صحیحه دیگر مانند این روایت وجود دارد با این خصوصیت که در سند آن یکی از اصحاب اجماع یعنی صفوان قرار دارد : ((- وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَشُكُّ وَ أَنَا سَاجِدٌ فَلَا أَدْرِي رَكَعْتُ أَمْ لَا فَقَالَ قَدْ رَكَعْتَ امْضِهْ )) امتیاز این روایت در این است که این روایت هم مشتمل بر موضوع است و هم مشتمل بر حکم زیرا با وجود شک در رکوع امام(ع) میفرمایند که : ((فَقَالَ قَدْ رَكَعْتَ امْضِهْ )) و خود این خصوصیت در بحث تقدم قاعده فراغ و تجاوز بر قاعده اشتغال و استصحاب خصوصیت دارد ولو اینکه قائل به اماریت استصحاب شویم
روایت چهارم (نهم) روایت اسماعیل بن جابر است : ((8071- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ (قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع) إِنْ شَكَّ فِي الرُّكُوعِ بَعْدَ مَا سَجَدَ فَلْيَمْضِ وَ إِنْ شَكَّ فِي السُّجُودِ بَعْدَ مَا قَامَ فَلْيَمْضِ كُلُّ شَيْءٍ شَكَّ فِيهِ مِمَّا قَدْ جَاوَزَهُ وَ دَخَلَ فِي غَيْرِهِ فَلْيَمْضِ عَلَيْهِ )) خصوصیت این روایت در این است که بعد از بیان صغری در دو رکن از ارکان نماز کبرای کلی را بیان کرده است که میفرماید : ((فَلْيَمْضِ كُلُّ شَيْءٍ شَكَّ فِيهِ مِمَّا قَدْ جَاوَزَهُ وَ دَخَلَ فِي غَيْرِهِ فَلْيَمْضِ عَلَيْهِ )) یعنی وقتی هرگاه در شیئ شک شود که زمان آن گذشته باشد در این جا از این شک نیز باید بگذرد حالا این تجاوزی که در این روایت مطرح شده است آیا عین دخول در غیر است یا غیر آن ؟ به حسب ظهور این روایت قهرا دو جهت از روایت استفاده میشود که بعدا شرح آن خواهد آمد
مطلب دیگر در خود : ((فَلْيَمْضِ عَلَيْهِ )) است شکی نیست که در هر چیزی چه در مورد تکالیف شرعیه و چه در اسباب و در امور وضعیه شک موثر است مثلا در معاملات وجود شک باعث فساد آنها میشود یعنی با وجود شک اصاله الفساد در آنها حاکم است و در باب عبادات در هر چیزی که شک شود اصاله الاشتغال و اصل شرعی استصحاب در آنها جاری بوده و نتیجه آن این میشود که از کنار شک نمیتوان به راحتی گذشت و لذا مشکوک را باید به نحو صحیح و دوباره اتیان نمود و در این روایت امام(ع) همه این قواعد را با این کلمه ((فَلْيَمْضِ عَلَيْهِ )) محکوم کرده است و این تعبیر گذشتن از شک ملازمه عقلیه دارد با الغای شک و الغای شک اصلی است که بعدا مورد استفاده واقع میشود
امر چهارمی که از این روایت استفاده میشود این است که همچنانکه قبلا گفته شد که شی کلمه ای است که از اول باب طهارت تا آخر باب دیات را شامل میشود و فرق این روایت با روایت دیروزی در این است که روایت دیروزی اطلاق داشت اما روایت امروزی تعبیر : ((كُلُّ شَيْءٍ )) به کار رفته است که لفظ دال بر عموم است بالوضع نتیجه اینکه این قاعده در همه ابواب فقهی بلا اشکال جاری خواهد بود یعنی هر شیئ را که بعد از مضی آن شک کردی به شکت اعتنا نکن
روایت پنجم (دهم) : ((8073- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ أَهْوَى إِلَى السُّجُودِ فَلَمْ يَدْرِ أَ رَكَعَ أَمْ لَمْ يَرْكَعْ قَالَ قَدْ رَكَع )) این روایت از نظر کاملا صحیح و تام است به نحوی که صاحب مدارک نیز بر اساس همین روایت فتوا داده است و مدلول این روایت این است که همین اندازه که شک کند که رکوع کرده است یانه ولو وارد سجده نشده باشد باید حکم کند به اینکه رکوع را انجام داده است اکنون باید دید که آیا نفس خم شدن برای سجده کافی است یا اینکه حتما وارد سجده شده باشد تا به شک خود اعتنا نکند
روایت ششم (یازدهم) روایت صحیحه ای است که در باب 23 از ابواب خلل صلواه قرار دارد : ((10526- وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ كُلُّ مَا شَكَكْتَ فِيهِ مِمَّا قَدْ مَضَى فَامْضِهِ كَمَا هُوَ )) خصوصیتی که در این روایت است این است که در روایات گاهی کبراهای کلی که ذکر میشوند مقرون به صغری هستند یعنی وقتی سائل از قضیه خاصی میپرسد امام (ع) ضمن اینکه جواب مختص به این مورد را میدهد باز همین مسئله را به عنوان کبرای کلی بیان میکند و اما خصوصیت این روایت در این است که نه مسبوق به سوال است و نه همراه با صغری چون اگر کبری مسبوق به سوال باشد یا اینکه همراه با صغری باشد در این صورت این شبهه وجود دارد که ممکن است کبرا ناظر به همین مورد خاص باشد و اما کبرای را که امام(ع) از اول بیان میکنند در این صورت این کبری بدون هیج شبهه ای عام خواهد بود و این روایت خصوصیتش در همین است که نه مسبوق به سوال است و نه منضم به صغرای خاص ودر این روایت دخول در غیر نیز شرط نشده است
روایت هفتم(دوازدهم) : روایت ابن بکیر است ومضمون آن روایت نیز عین همین روایت است و فقط مطلبی که هست این است که در سند این روایت عبدالله بن الحسن (ع) قراردارد که وی توثیق صریح ندارد هرچند ما وثاقت وی را قبول داریم