18/9/1386
چون بحث بحث مهمی است لذا روایات این باب را هم از نظر صحت سند و هم از نظر دلالت و فقه حدیث بررسی دقیق نماییم و انگاه نتیجه لازم را بگیریم
روایت در باب
42 از ابواب وضو آمده است : ((مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ وَ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِذَا كُنْتَ قَاعِداً عَلَى وُضُوئِكَ فَلَمْ تَدْرِ أَ غَسَلْتَ ذِرَاعَيْكَ أَمْ لَا فَأَعِدْ عَلَيْهِمَا وَ عَلَى جَمِيعِ مَا شَكَكْتَ فِيهِ أَنَّكَ لَمْ تَغْسِلْهُ وَ تَمْسَحْهُ مِمَّا سَمَّى اللَّهُ مَا دُمْتَ فِي حَالِ الْوُضُوءِ فَإِذَا قُمْتَ عَنِ الْوُضُوءِ وَ فَرَغْتَ مِنْهُ وَ قَدْ صِرْتَ فِي حَالٍ أُخْرَى فِي الصَّلَاةِ أَوْ فِي غَيْرِهَا فَشَكَكْتَ فِي بَعْضِ مَا سَمَّى اللَّهُ مِمَّا أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَيْكَ فِيهِ وُضُوءَهُ لَا شَيْءَ عَلَيْكَ فِيهِ فَإِنْ شَكَكْتَ فِي مَسْحِ رَأْسِكَ فَأَصَبْتَ فِي لِحْيَتِكَ بَلَلًا فَامْسَحْ بِهَا عَلَيْهِ وَ عَلَى ظَهْرِ قَدَمَيْكَ فَإِنْ لَمْ تُصِبْ بَلَلًا فَلَا تَنْقُضِ الْوُضُوءَ بِالشَّكِّ وَ امْضِ فِي صَلَاتِكَ وَ إِنْ تَيَقَّنْتَ أَنَّكَ لَمْ تُتِمَّ وُضُوءَكَ فَأَعِدْ عَلَى مَا تَرَكْتَ يَقِيناً حَتَّى تَأْتِيَ عَلَى الْوُضُوءِ الْحَدِيثَوَ رَوَاهُ الْكُلَيْنِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ مِثْلَهُ ))
این روایت با دو سند نقل شده است که در هر دو سند روات آن ثقات هستند بنا براین این روایت صحیحه است
و اما مطالبی که از این روایت استفاده میشوند : اول اینکه این روایت مختص به وضو است و لذا از آن نمیتوان به عنوان کبرای کلی استفاده نمود دوم اینکه خصوصیتی که در وضو وجود دارد این است که در وضو در حین عمل نمیتوان قاعده فراغ یا تجاوز را جاری کرد و این فرقی است میان وضو و غیر وضو از مرکبات مثلا در نماز اگر در حین خواندن سوره شک کند که حمد را به صورت درست خوانده است یا نه؟ این قاعده جاری است هرچند در این اختلاف است که آیا این قاعده فقط در اجزای مستقله جاری هست یا نه اجزای جز نیز جاری است ؟ اما به هر صورت این قاعده در نماز جاری است اما در وضو در حین عمل قاعده جاری نیست هرچند بعد از انجام عمل این قاعده جاری است پس مستفاد از این روایت حجیت این قاعده در وضو بعد از فراغ از عمل وضو است
سومین خصوصیت این حدیث این است که در روایات گاهی راوی سوال میکند و امام روایت خودش را در جواب سوال راوی مطرح میکند و اما گاهی امام ابتدا مطلبی را بیان میکند که امام جایی که ابتدا مطلبی را مطرح میکند نشانه اهمیت آن است ونکته دیگر اینکه مطالبی را که امام مطرح میکند باید دید که این مطلب را برای چه کسی مطرح کرده است و در مورد بحث ما روایت به زراره القا شده است کسی که از فقهای عظام اصحاب دو امام است که در این صورت این روایت میشود از اصول غیر فروع باز کلمات ائمه از نظر محتوا دو دسته اند یک دسته از روایات ناظر به فروع هستند و دسته دیگر ناظر به اصول و دلیلش روایت امام هشتم (ع) است که فرمود : ((مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّمَا عَلَيْنَا أَنْ نُلْقِيَ إِلَيْكُمُ الْأُصُولَ وَ عَلَيْكُمْ أَنْ تُفَرِّعُوا
وَ نُقِلَ مِنْ كِتَابِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ عَلَيْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ وَ عَلَيْكُمُ التَّفْرِيعُ )) نتیجه اینکه این روایت در جمله روایات اصول قرار میگیرد چون فردی که مخاطب این روایت است از فقهای اصحاب است و قهرا وظیفه فقها این است که این روایت را اصل قرار داده و فروعاتی را از آن استخراج نمایند
از اینکه فرمود : ((قَالَ إِذَا كُنْتَ قَاعِداً عَلَى وُضُوئِكَ فَلَمْ تَدْرِ أَ غَسَلْتَ ذِرَاعَيْكَ أَمْ لَا فَأَعِدْ عَلَيْهِمَا وَ عَلَى جَمِيعِ مَا شَكَكْتَ فِيهِ أَنَّكَ لَمْ تَغْسِلْهُ وَ تَمْسَحْهُ مِمَّا سَمَّى اللَّهُ مَا دُمْتَ فِي حَالِ الْوُضُوءِ)) فهمیده میشود که هنگام عمل وضو قاعده فراغ جاری نمیشود وکلمه مِمَّا سَمَّى اللَّهُ نیز خصوصیتی دارد زیرا ما سَمَّى اللَّهُ عبارت است از شستن صورت و دستها و مسح سر و دو پا که همه این ها در هنگام وضو نمیتوان به قاعده فراغ تمسک مرد بلکه استصحاب عدم حاکم است بر قاعده فراغ
از اینکه فرمود : ((فَإِذَا قُمْتَ عَنِ الْوُضُوءِ وَ فَرَغْتَ مِنْهُ وَ قَدْ صِرْتَ فِي حَالٍ أُخْرَى فِي الصَّلَاةِ أَوْ فِي غَيْرِهَا فَشَكَكْتَ فِي بَعْضِ مَا سَمَّى اللَّهُ مِمَّا أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَيْكَ فِيهِ وُضُوءَهُ لَا شَيْءَ عَلَيْكَ فِيهِ))
اینجا باید دقت شود که ما دوحال داریم یکی حال فراغ از عمل و دیگری اینکه در عین فراغ از عمل اشتغال به عمل دیگر نیز پیدا کرده است بنابر این این روایت قاعده فراغ را در وضو ثابت میکند همچنانکه قاعده تجاوز را ساقط میکند پس این روایت دلیل میشود بر حجیت قاعده فراغ در وضو بعد از اتمام وضو در این جا قاعده فراغ بر قاعده اصاله الاشتغال وارد است چون موضوع آنرا وجدانا بر میداردچون اصاله الاشتغال تا زمانی جاری است که ما مومن شرعی نداشته باشیم اما در این جا مومن شرعی داریم پس موضوع اصاله الاشتغال بالوجدان از بین میرود و بر دلیل استصحاب حاکم است چون موضوع استصحاب را ادعائا بر میدارد