فردای روشن
فرداي روشن آرزوي فرداي بهتري را براي شما دارد
جریان غدیر در دعای ندبه
.
اين واقعه از يكسو مورد اتفاق همه مسلمانان است چون همه مسلمانان بالاتفاق اين واقعه را در كتب تاريخي شان منعكس نموده اند واما از سوي ديگر مسلمانان در كيفيت وتحليل وبر داشت از اين واقعه اختلاف نظري ورفتاري زيادي از خود نشان داده اند . وبه تبع اين اختلافات تحليلها و ديد گاه هاي متفاوت مختلف زيادي در اطراف اين واقعه قد برافراشته اند؛كه بر رسي همه اين ديدگاه ها و تحليل ها نياز مند مجال وفرصت ديگري است. بنا براين ما در اين نوشتار نه بدنبال بررسي اين آرا هستيم و نه بدنبال طرح يك ديد گاه جديد در قبال اين ديد گاه ها وبلكه ميخواهيم نگاهي هرچند گذرا به اين مسئله در متن دعاي ندبه داشته باشيم. واميد واريم كه مورد استفاده خوانندگان عزيز نيز قرار بگيرد.
معرفي دعاي ندبه
دعاي ندبه دعاي است كه در متن مفاتيح الجنان شيخ عباس قمي آمده است ودعاي است كه منتظران ظهور حضرت حجت بن الحسن مهدي موعود (عج) در هر صبح جمعه بصورت دسته جمعي آنرا زمزمه ميكنند والبته اين دعا مستحب است كه در چهار عيد خوانده شود يعني عيد فطر وعيد قربان وعيد غدير ودر روزجمعه.
متن اين دعا هرچند در كتب معتبر روائي شيعه مانند اصول كافي ووسائل الشيعه ذكر نشده است ودر سلسله سند آن نيز نيامده است كه اين دعا را چه كسي واز كدام امام معصوم (ع) روايت كرده وفقط سيد بن طاووس آنرا در اقبال الاعمال ص295 آورده است وعلامه مجلسي آنرا بحار ج 99 ص 108 آورده واضافه كرده است كه اين دعا از امام زمان (عج) است واما باز ذكر نكرده است كه چه كسي آنرا از امام (عج) مستقيما شنيده است بنا براين اين دعا با يك نگاه اجمالي از نظر سند ضعيف است .
واما مضامين عالي كه در اين دعا وجود دارد باعث جبران ضعف سند گشته واين دعا رادر ميان عامه شيعيان از جايگاه ويژه بر خوردار كرده است و لذا در شهرهاي مذهبي شيعيان زمزمه اين دعا در هر صبح جمعه از گلدسته هاي مساجد بيشمار بگوش ميرسد وعلاوه بر مساجد محافل خصوصي بسيار ديگري نيز وجود دارند كه دعاي ندبه محور اصلي تجمع آنهارا تشكيل ميدهد. بنابراين بررسي محتواي دعاي ندبه به خودي خود حائز اهميت بسيار است كه اين مسئله را به يك فرصت ومجال ديگري ميسپاريم و به صورت خلاصه عرض كنم كه جو غالب ومحوراصلي اين دعا شكوائيه است كه بندگان خداوند از بوجود آمدن انحراف در خط وسير انبياي الهي ومحروم شدن صاحبان اصلي دين و وارثان حقيقي پيامبر گرامي اسلام (ص) از حقوق خدادادي والهي خويش وبه تبع آن محروم شدن جوامع بشري از فيوضات وجودي وبركات الهي اين خلفاي الهي در هر عيد در پيشگاه خداوند دارند. اما در كنار اين محور اصلي به چند مسئله مهم ديگري نيز در اين دعا پرداخته شده است كه يكي از مهمترين اين مسائل بررسي مسئله جانشيني امام علي (ع) بصورت عام و اشاره به واقعه غدير بصورت خاص است و البته بي ترديد فهم درست مسئله غدير بدون توجه به اين حوادث جانبي كه در دعاي ندبه از آنها نام برده شده امكان پذير نيز نميباشد و از اينرو به نظر من در دعاي ندبه به زيبا ترين شكل موجود به مسئله غدير پرداخته شده كه جا دارد كساني كه عقل وفهم شان در مسائل ديني از مابرتر وبالاترند اين مسئله را به نقد وتحليل وارزيابي دقيقتري بگيرند و مارا نيز از فيوضات انديشه ونظر دقيق شان بهره مند سازند.
واما با اجازه از محضر بزرگترها اين جانب به خود اجازه اين جسارت را ميدهم كه در اين عرصه پيشگام شده واين مسئله را به صورت فشرده وگذرا طرح نمايم وازخوانندگان محترم توقع دارم كه هيچ لغزشي را به ديده اغماض ننگرند وبلكه مارا از راهنماييها ونقد هاي ارزشمند شان بهره مند وخوشحال سازند.
مسئله جانشینی امام علی (ع) در دعای ندبه
در دعاي ندبه چند نكته قبل از مسئله غدير مطرح شده
1 اولين مسئله ذكر آيه تطهير است که آمده است : ((وَ قُلْتَ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا))( هماناخدا چنين مىخواهد كه هر رجس و آلايشى را از شما خانواده (نبوت) ببرد و شما را از هر عيب پاك و منزه گرداند)
طرح آیه تطهیر در طلیعه بحث مسئله غدیر اشاره بسیار نیکو وضروری برای پی ریزی اساس مسئله امامت است چون امامت حقیقی وپیشوائی راستین بشر از سوی خداوند تنها وتنها به کسانی سپرده خواهد شد که که شایستگی حقیقی آنرا داشته وپاک و پاکیزه از هر نوع آلودگی شیطانی از قبیل ظلم وتجاوز به حقوق دیگران و ظلم به خویشتن و در مجموع پاکیزه ومعصوم از هر نوع گناه وخطا واشتباه باشد. که با استناد به این آیه شریفه اهل بیت پیامبر گرامی اسلام وبخصوص حضرت علی (ع) از این ویژگی برخوردار می باشد.
2 نکته دومی که قبل از بحث غدیر مطرح شده مسئله درخواست مزد رسالت ونبوت از جانب پیامبر گرامی اسلام(ص) است که این مسئله در سه جای قرآن به سه صورت مطرح شده است. که در این دعا همه این سه مورد بصورت زیبا در کنار هم ذکر شده اند؛ که اول اصل در خواست مزد از جانب پیامبر (ص) را مطرح میکند و میفرماید: ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِي كِتَابِكَ فَقُلْتَ(( لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى(الشورى / 23)))یعنی : سپس در کتاب خودت اجر ومزد محمد (ص) را دوستی اهل بیت آنحضرت قرار دادی وفرمودی: ((بگو من از شما اجر ومزدی نمیخواهم مگر اینکه اهل بیت مرا دوست داشته باشید)) و بعد آیه دیگری را مطرح میکند که میفرماید: وَ قُلْتَ(( ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ (سبا/47)یعنی آنچه را من از شما خواسته ام به نفع خود شماست )) یعنی این مزدی را که شما به من پرداخت میکنید قبل از اینکه به من برسد نفع آن به خود شما میرسد. وبعد آیه دیگری را مطرح میکند که درحقیقت خود دلیل این آیه دوم است یعنی در این آیه فرمود که منفعت این مزد به خود شما میرسد و اکنون دلیل این ادعا را بیان میکند میفرماید: وَ قُلْتَ(( ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا(الفرقان/ 57)یعنی من از شما این مزد را برای این خواسته ام تا در مسیر تقرب به پروردگار ثبات قدم و گامهای استوار داشته باشید))یعنی دوستی اهل بیت (ع) گامهای مارا در مسیر حق استوار ساخته ومارا در صراط مستقیم الهی قرارمیدهد وبعد در ادامه مطلب توضیحاتی برای این مسئله ذکر میکند( فَكَانُوا هُمُ السَّبِيلَ إِلَيْكَ وَ الْمَسْلَكَ إِلَى رِضْوَانِكَ)
وبعد جريان غدير را مطرح ميكند كه در اين جريان پيامبر(ص) گرامي اسلام در راه بازگشت از حج در سر زميني بنام غدير خم به همه حجاجي كه همراه آن حضرت بودند (كه مورخين تعداد آنهارا بيش از صد هزار نفر ذكر كرده اند) دستور توقف دادند تا مطلب مهمي را با آنها در ميان بگذارند. وپيامبر گرامي اسلام (ص) پس از مقدمه چيني فراوان وگرفتن اقرار از آنها مبني بر اينكه آنها رسالت حضرت را از سوي خداوند قبول دارند وتصميمات آنحضرت همگي از جانب هستند پيامبر گرامي اسلام ميفرمايند : فَقَالَ وَ الْمَلَأُ أَمَامَهُ(( مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ قَالَ مَنْ كُنْتُ نَبِيَّهُ فَعَلِيٌّ أَمِيرُه)) (( هر كسي كه مرا بعنوان مولاي خويش قبول دارد علي(ع) نيز مولاي اوست و در ادامه دعا ميكند كه خداوندا تونيز دوست بدار هر كسي كه علي(ع) را دوست ميدارد ودشمن بدار هر كسي كه باعلي (ع)دشمني ميورزد خدایا یاری کن هر کسی که علی (ع) را یاری کند ونکوهش نما هر کسی که علی(ع) را نکوهش نماید وادامه میدهد که هر كسي كه من پيامبر اوهستم علي (ع) امير اوست))
این داستان معروف غدیر خم است که در آن چند مطلب به چشم میخورد
اولین مطلب پیوستگی ولایت امیرالمومنین علی (ع) با ولایت پیامبر گرامی اسلام(ص) است که از دیدگاه پیامبر گرامی اسلام (ص) این دو مسئله از همدیگر تفکیک نا پذیر هستند یعنی هر کسی که ولایت پیامبر گرامی اسلام (ص) را حقیقتا پذیرفته باشد بصورت حتم ولایت علی (ع) را نیز میپذیرد لذا پیامبر گرامی اسلام میفرماید هر کسی که مرا بعنوان مولای خویش بر گزیده است علی (ع) نیز مولای اوست ونمیگوید خواهشا علی(ع) را نیز بعنوان مولی بپذیرید.
مطلب دوم اینکه پیامبر اکرم (ص) دعا میکنند که خدایاهرکسی که ولایت علی (ع) را بپذیردبا او دوست باش وهر کسیکه از پذیرش ولایت علی (ع) سرباز زند وبا او به دشمنی بر خیزد با اودشمن باش.
مطلب سوم اینکه پیامبر گرامی اسلام(ص) امارت امیر المومنین علی(ع) را به نبوت خودش پیوند میزنند ومیفرمایند: هرکسی که مرا به عنوان پیامبر خدا قبول دارد علی (ع) امیر وفرمانروای اوست.
مطلب چهارم اینکه اساس ولایت علی (ع) نه بر اساس یک قانون خشک وبی روح طراحی شده است بلکه اساس این مسئله بر روی محبت ومهر و ولایت گذاشته شده است یعنی حاکمیت ولائی که پیامبر (ص) وقرآن برای علی(ع) طراحی حاکمیتی است که اساس وشالوده آنرا مهر ورزی ومحبت تشکیل میدهد نه جبر واکراه وزر وزور.
وبراستي كه بايد اينچنين باشد چرا كه اصولا در جهان بيني توحيدي اساس وشالوده كل هستي بر مهر گذاشته شده است زيرا كه خداوند همه آفريدگان را نه براي اين آفريده است كه خود از آفرينش آنها نفعي وسودي ببرد بلكه خداوند همه هستي را آفريد تاهمه آنها را از فيض سرشار ومهر بيكران خويش بهره مند سازد بنابر اين از انجاي كه سنگ بناي كل هستي بر مهر ورزي وفيض رساني به مخلوقات بنا شده است بايد تمام و هر آنچه كه در ارتباط با خالق هستي و آفريدگان اوقرار دارند در راستاي همين مهر ورزي وفيض رساني بايد ارزيابي وتحليل شوند نه چيز ديگرواز ميان اينها آنچه كه از جانب خدوند بعنوان دين وشريعت وراه رستگاري براي انسانها فرو فرستاده شده اند نبايد ونميتوانند از اين قاعده مستثني باشند؛ بلكه تك تك گذاره هاي ديني بايد بگونه اي باشند كه از درون آنها چشمه سار بيكران مهر ورحمت وعطوفت الهي فيضان نمايدوبس، واگر گذاره ظاهرش بر خلاف اين قاعده كلي باشد بايد و لاجرم توجيه معقول و خردپسند براي بازگشت به در ياي مهر ورحمت الهي داشته باشد وگرنه باطل خواهد بود.
بعد ازمطرح کردن جریان غدیر اشاره به برخی از ویژگیهای منحصر به فرد علی(ع) از زبان پیامبر گرامی اسلام نموده که میفرمایند: ((وَ قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى))من وعلی(ع) سرشاخه های یک درخت هستیم وسائر مردم از درختهای متفاوتی هستند .
در ادامه اشاره میکند به یک حدیث شریف دیگری که از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده که مطابق آن پیامبر گرامی جایگاه علی (ع) را نسبت به خودش بیان نموده وخود وعلی(ع) راتشبیه میکنند به هارون و موسی وَ أَحَلَّهُ مَحَلَّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى فَقَالَ: (( أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي))یعنی جایگاه تو در نزد من همانند جایگاه هارون است در نزدموسی(ع) مگر اینکه بعد از من پیامبری نخواهد آمد یعنی تو برادر منی همچنانکه هارون برادر موسی (ع) بود وتو وصی منی همچنانکه هارون وصی موسی بود وتو یاور منی در زمان حیاتم همچنانکه هارون یاور موسی (ع) بود رد زمان حیاتش وفقط فرق تو وهارون در این است که هارون وموسی هردو پیامبر بودند اما تو پیامبر نیستی چون بعد ازمن پیامبری نخواهد آمد.
در اینجا اشاره به دونکته تاریخی دیگر مکند ومیفرماید: ((وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا حَلَّ لَهُ وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَابَهُ))پیامبر گرامی اسلام(ص) بخاطر شدت علاقه ومحبتی که به علی(ع) داشت دخترش را به ازدواج او درآورد وهمچنین به خاطر شان وعظمتی که علی(ع) در نزد پیامبر ومسلمانان داشت پیامبر(ص) در های دیگران را بست اما در علی(ع) را باز گذاشت این مسئله اشاره به یک جریان تاریخی دارد که در زمان پیامبر گرامی اسلام(ص) کسانی که خانه شان در همسایگی مسجد قرار داشت از خانه خوشان یک دری را به مسجد میگشودند تا هر زمانی که خواستند بتوانند از این در وارد مسجد شوند واما بنابه دلایلی پیامبر گرامی اسلام(ص) دستور دادند که درهای که از اندرون خانه ها بسوی مسجد گشوده شده اند همگی مسدود شوند مگر در خانه علی علی(ص) که همچنان باز باقی ماند.
در ادامه باز بعد از ذکر این مسئله که پیامبر گرامی اسلام(ص) علم وحکمتش را به علی(ع) سپرد باز میگردد به ویژگیهای علی(ع) از زبان پیامبر(ص) وادامه میدهد (( ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِكْمَتَهُ فَقَالَ أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا)) یعنی پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود که من شهر علم وحکمتم وعلی(ع) در وازه آن است وهر کسی که میخواهد بهره ای از حکمت داشته باشد باید از دروازه آن وارد شود.
سپس ادامه ميدهد: ((ثم قَالَ أَنْتَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ وَارِثِي لَحْمُكَ لَحْمِي وَ دَمُكَ دَمِي وَ سِلْمُكَ سِلْمِي وَ حَرْبُكَ حَرْبِي وَ الْإِيمَانُ مُخَالِطٌ لَحْمَكَ وَ دَمَكَ كَمَا خَالَطَ لَحْمِي وَ دَمِي )) يعني تو برادر ووصي من و وارث مني گوشت تو گوشت وخون تو خون من است وايمان با گوشت وخون تو عجين گشته آنچنانكه با گوشت وخون من عجين گشته
وَ أَنْتَ غَداً عَلَى الْحَوْضِ خَلِيفَتِي وَ أَنْتَ تَقْضِي دَيْنِي وَ تُنْجِزُ عِدَاتِي وَ شِيعَتُكَ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِي فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ جِيرَانِي وَ لَوْ لَا أَنْتَ يَا عَلِيُّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِي وَ كَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلَالِ وَ نُوراً مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِينَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِيمَ لَا يُسْبَقُ بِقَرَابَةٍ فِي رَحِمٍ وَ لَا بِسَابِقَةٍ فِي دِينٍ وَ لَا يُلْحَقُ فِي مَنْقَبَةٍ يَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا وَ يُقَاتِلُ عَلَى التَّأْوِيلِ وَ لَا تَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ قَدْ وَتَرَ فِيهِ صَنَادِيدَ الْعَرَبِ وَ قَتَلَ أَبْطَالَهُمْ وَ نَاهَشَ ذُؤْبَانَهُمْ فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقَاداً بَدْرِيَّةً وَ خَيْبَرِيَّةً وَ حُنَيْنِيَّةً وَ غَيْرَهُنَّ فَأَضَبَّتْ عَلَى عَدَاوَتِهِ وَ أَكَبَّتْ عَلَى مُنَابَذَتِهِ حَتَّى قَتَلَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ وَ لَمَّا قَضَى نَحْبَهُ وَ قَتَلَهُ أَشْقَى الْآخِرِينَ يَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِينَ لَمْ يُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي الْهَادِينَ بَعْدَ الْهَادِينَ وَ الْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلَى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلَى قَطِيعَةِ رَحِمِهِ وَ إِقْصَاءِ وُلْدِهِ إِلَّا الْقَلِيلَ مِمَّنْ وَفَى لِرِعَايَةِ الْحَقِّ فِيهِمْ فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَ سُبِيَ مَنْ سُبِيَ وَ أُقْصِيَ مَنْ أُقْصِيَ وَ جَرَى الْقَضَاءُ لَهُمْ بِمَا يُرْجَى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ وَ كَانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين



