فردای روشن
فرداي روشن آرزوي فرداي بهتري را براي شما دارد
آنچهازاسنادتاریخیبدستمیآیدجریانتصرفواشغالزمینهای اقوامدیگربویژههزارههاازسویپشتونهاباحمایتدولتمرکزیو هماهنگیانگلسی هابهمنظوربرتریجوییقومیو پشتونیزهکردنافغانستانو حذفوطرداقوام دیگربوده، ماهیت فقهی– حقوقیاینعملغصب به حساب میآید که بازور و فشارصورتگرفتهاست. عبدالرحمنوحاکمان قومگراییقبلو بعدازاودرتصرف زمینهایدیگرانبرایقومو قبیلهخود هیچگونهمعیارشرعیوحقوقینمیشناختند، فقط منطقشانزورو قتلعامبود.مردمافغانستانمسلمانبوده،مالوجانوناموس مسلمانحرمتدارد، ولیاینحاکمان ستمگراحکام نورانیوحیات بخش اسلام را نادیده گرفته، حقوق مسلم دیگرانرا غصب نمودهاند. غصبازنظر اسلام گناه عظیم بودهو غاصبمکلف به مسترد نمودن مال غصب شده به مالک اصلیآن میباشد. برایروشن شدن تعریف و حکمغصب به منابع اهل سنت مراجعه می کنیم. درکتابالبنایهآمده:الغصبفیاللغةعبارهعناخذالشئمنالغیرعلی سبیل التغلب. وفیالشریعةاخذمالمتقوم محترم بغیراذن مالک، علیوجه یزیل یده. ثم انکان مع العلم فحکمه المأثم والمغرم.[18] غصب درلغت گرفتن مال غیر است ازراه زورو غلبه. درشرع گرفتن مال ارزشمند و محترم است بدون اجازه مالک به گونه ایکه ازدست مالک خارج شود. اگراین عمل ازرویآگاهیباشد، شخصغاصبگناهکاربوده و محکوم به پرداخت غرامت به مالک می باشد. درمغنیابن قدامهآمده: الغصب هوالاستیلاءعلیمالغیرهبغیرحق وهومحرمبالکتابوالسنة والاجماع.اماالکتاب فقولالله تعالی:یاایهاالذینآمنوالاتأکلوااموالکمبینکمبالباطل[19]. امالسنة: فروی جابرعن رسولالله(ص)فیخطبة یوم النحران دمائکمواموالکم حرامکحرمة یومکم هذا فیشهرکم هذاو فی بلدکم هذا. رواه مسلم وغیره. واجمعالمسلمون علیتحریم الغصب فیالجمله.اذاثبت هذا فمن غصب شیئاًلزمه رده ماکان باقیاًبغیرخلاف لقول رسول الله(ص): علیالید ما اخذت حتیتؤدیه.[20] غصب استیلاوتسلط برمال غیراست بدون حق. وغصب به حکم قرآن و سنت پیامبرو اجماع مسلمینحرام است. درقرآن آمده: ایکسانیکه ایمانآورده اید مال یکدیگربه باطل نخورید.وحضرتپیامبردریوم النحرفرمود: بدانید که خونهاو مالهایشما بریکدیگرتانحرام استمثلحرمت امروزدراین ماه ودراینمکان. مسلماناننیزبرحرمت غصب اجماع دارند. بنابراین اگرکسیمالیرا غصب نماید مکلف استآن را بهصاحباصلیاش برگرداندتازمانیکهآن مال باقیاست.چون پیامبراسلامفرمودهاست:هرکسیمالدیگریرابگیردتابهمالکآنمستردنکندضامن ومسؤلاست. . . در کتاب ردالمختارآمده: الغصب هولغةً اخذ الشئ مالاًاوغیره کا لحرعلیوجه التغلبوشرعاًازالة ید محقةباثبات مبطله فیمال متقوم محترم بغیراذن مالکهلابخفیة، وحکمه الاثم لمن علم ان مال الغیروردالعین قائمةوالغرم هالکه[4]. غصب درلغت گرفتنمال یا غیرمال است مثل انسان حرازراه غلبه وزور، شرعاً برداشتن دست صاحب حق است بواسطه دست ناحق و باطل درمال ارزشمند ومحترم به صورت غیر مخفیوحکمآن برایکسی که میداند مال غیر را، معصیت است و بایدمال رابه مالکآن برگرداند درصورت بقایمال و تاوان بدهد درصورت تلفشدن مال. سرخسیدرالمبسوط میگوید: اعلم ان الاغتصاب اخذ مال الغیر بما هوعدوان من الاسباب واللفظ مستعمل لغةً فیکل باب مالاً کان المأخوذ اوغیر مال. ولکن فیالشرع تمام حکم الغصب یختص بکون المغصوب ما لاً متقوماً. ثم هوفعل محرم لانه عدوان وظلم وقد تأکدت حرمته فیالشرع بالکتابوالسنة. من الکتاب قول الله تعالی: یا ایها الذینآمنوالاتأکلوااموالکم بینکم بالباطل.وقول رسولالله(ص)فیخطبة الااندمائکمواعراضکمواموالکم حرام علیکم کحرمة یومی هذا فیشهری هذا وفیمقامیهذا. وقوله(ص)منغصب شبراً منالارض طوقه الله تعالی یوم القیامة من سبع ارضین. والحکم الاصل الثابت بالغصب وجوب ردالعین علیالما لک.[5] غصب، گرفتن مال غیر است ازراه ظلم وعدوان که درلغت برمالو غیرمال به کارمیرود، امادرشرع تمام حکم غصب به مال ارزشمند اختصاص دارد. عمل غصب حرام است زیرا تعدیوظلم است وحرمت آن درشریعت بواسطه کتابو سنت موردتأکید واقع شده. قرآنمیگوید: مال یکدیگررابهحرام وباطل نخورید. پیامبراسلام فرموده که: خون وآبروو مالشما بریکدیگرحرام است مانند حرمت امروز دراین ماه و دراین شهر. ونیزفرموده که: هرکس به اندازه یک شبرزمینرا غصب کندخداونددرقیامتآنراازهفت طبقهزمینطوققرار میدهد. اماحکمغصب،وجوب برگرداندن مال به مالک اصلیآن است. ابن حزم اندلسیدرالمحلیمیگوید: لایحل مال مسلم ولاذمیالابما اباحاللهعلیلسان رسوله(ص) فیالقرآن والسنة نقل ماله الیغیرهاوبالوجهالذیاوجبالله تعالیبه ایضاً کذلک نقله عنه الی غیرهکاالهبات الجایزهوالتجارة الجایزهاوالقضاءالواجب بالدیاتوالتقاص وغیرذلک مماهومنصوص.فمناخذشیئاًمنمالغیره اوصارالیه بغیرماذکرنا، فانکان عامداًعالماً بالغاً ممیزاً فهوعاصالله عزوجلوان کانغیرعالم اوغیرعامد اوغیرمخاطب فلا اثم علیه، الاانهما سواءفیالحکم فیوجوب ردذلکالیصاحبه اوفیوجوب ضمان مثله.[6] مال مسلمان یامال ذمی برای هیچ مسلمانی حلال نیست مگرازراههای که خداوند درکتاب وسنت نقلو انتقالمالرا به دیگری مباح کرده، یا به وجه که خداوند باآن نقل مالرابه غیرواجب کرده مثل هبهو معاملات مجاز و شرعی یاحکم به دیه واجب وتقاص واجب وراههای دیگریکهدرشریعت به آن تصریح شده است. پس اگر کسیمال دیگریرا بهغیرازراههاییادشده بگیردو ازروی عمدو آگاهیو درحال بلوغ و ممیزبودن باشد، خدارا معصیت کرده و اگرغیرعمد و غیرآگاهانه باشد یانابالغو غیر ممیزباشد گناه نکرده اما درمسؤلیت داشتن رد مال به مالکش یکسان اند که یاخود مال را برگردانند یا مثلآن را. باتوجهبهجریانتصرفواشغالزمینهایهزارهها واقوام دیگرباقتلعام وکوچاندناجباریمردم،بدونهیچدلیل ومجوزشرعی و قانونی، توسطحکومتپشتونیزم، و بیان تعریف و حکم غصب ازنگاه فقه اسلامی، این عمل مصداق روشن غصب می باشد که تعریف غصب با آن انطباق دارد. حکم آن نیزازدیدگاه فقه اهل سنت مطالعه شد که باید مال غصب شده به مالک اصلیآن پس داده شودواگرتلف شده باشد تاوان آن را پرداخت کند. بنا براین به بررسی دید گاه فقهای شیعه دراین قسمت نیاز نمیباشد و مسأله کاملاًروشن وآفتابیاست. غصب زمینها



