تبليغاتX
فردای روشن - معضل کوچیها در افغانستان(مسأله کوچی­ها) نوشته اکبری مالستانی

فردای روشن

فرداي روشن آرزوي فرداي بهتري را براي شما دارد

            مسأله کوچی­ها                                           

            درموردکوچی­ها­ که­مشکل­­فعلی­مردم­افغانستان است­و امنیت ملی­رابه خطر­انداخته، می­توان­گفت­اولاً فرمانهای­که­عبدالرحمن به کوچی­هاداده فاقداعتبارشرعی و قانونی­اند بخصوص که برخی­فرمانهاتوسط کارگزاران­اوجعل شده و یک نمونه­آن درصفحات قبل­ارائه­گردید. ثانیاً فرض کنیم که امیرصلاحیت واگذاری­مراتع را به کوچی­های پشتون داشته­است،این­صلاحیت به مراتعی منحصرمی­شودکه مورد نیازاهالی­محل­نبوده­و حریم­قریه­به­حساب­نیاید. عبدالرحمن صدسال­پیش­درآغازقرن بیستم حکومت می کرد، امروز قرن بیست و یکم است. دراین­صدسال شرایط بسیارتفاوت کرده جمعیت ده­هابرابرافزایش­یافته، قریه­ها چندین برابرتوسعه پیدا کرده و نیازمندی­مردم به مراتع بیش ترگردیده است. مراتع کنونی­هزاره جات که حیات اقتصادی مردم­آن به زراعت­و مالداری وابسته است برای­دام­ومواشی­خود آن مردم کفایت نمی­کند. بنابراین هزاره جات فعلی ظرفیت­پذیرش­کوچی­را ندارد­و مراتع­منطقه، حریم قریه به حساب می­آیند که حریم از نگاه فقه­و حقوق اسلامی­تابع ملکیت قریه ها است و تصرف درآن جوازندارد، زیرامردم را به عسروحرج می اندازد. درفقه شیعه وسنی­حریم احترام دارد وحرمت تصرف درآن بدیهی­وقطعی­است.   

     درکتاب قوانین الفقهیه آمده:وحریم القریة موضع محطبها ومرعاها[11]. حریم قریه عبارت است ازمحل هیزم وچراگاه مواشی­آن.

        درالهدایه­مراتع،­­حریم­قریه­دانسته­شده:ولایجوزاحیاءماقرب­من العامرویترک مرعیً لاهل القریة­ ومطرحا ًلحصایدهم لتحقق­حاجتهم الیها[12]. احیای­نزدیکی های زمین های آباد جایزنمی­باشد­و به­عنوان مرتع اهل قریه­ومحل­انداختن زراعت­های­دروشده، گذاشته شود زیرا اهل­قریه به­آن نیازدارد. ابن­عابدین نیزحریم زمینهای­عامررا بیان نموده می گوید: حریم عامرعبارت است ازمراتع وچراگاه مواشی­ومحل انداختن زراعت های دروشده و محل هیزم.[13]

          ازفقهای­شیعه­شهید­اول دردروس­آورده:حریم القریة مطرح القمامه والتراب والزبل ومناخ الابل ومرتکض الخیل والنادی وملعب الصبیان ومسیل المیاه ومرعی الماشیة­­و محتطب اهلها[14]. حریم قریه جای­خاکروبه و کودحیوانی­و جایگاه شتران­و اسپها­و محل­اجتماع اهالی­و جای بازی­کودکان­و مسیرآب سیل­و چراگاه مواشی­و جای­هیزم­آن است.

         امام خمینی­می­فرماید: حدالمرعی­الذی حریم للقریة­و محتطبهامقدارحاجة اهالیها بحسب العادة بحیث لومنعهم مانع اوزاحمهم مزاحم لوقعوافی­الضیق و الحرج[15]. حدودی که به عنوا ن حریم قریه رعایت شود، تابع نیازوحاجت اهالی­آن است طبق عرف وعادت شان به قسمی که اگر مانع یا مزاحم پیداشود اهالی­درضیق وحرج می­افتند. 

             آیة­الله­خویی­درباب­حریم­می­فرماید: حریم­القریه ماتحتاج الیه فی حفظ مصالح اهلها من مجمع ترابها وکناستها ومطرح سمادهاو رمادهاو مجمع­اهالیها لمصالحهم­و مسیل­مائها­والطروق­المسلوکة منهاو الیهاو مدفن موتاهم­و ماشاکل ذلک[16]. حریم قریه­عبارت است اززمینی­که برای­حفظ مصالح آن روستاو مردم­آن موردنیازاست مانند­محل­ریختن خاک­و فضولات­و کودو خاکستر، محل­تجمع­اهالی­به­خاطرمصالح ایشان، مسیرسیلاب­و راه­های ورودی­و خروجی، قبرستان، محل چراگاه مواشی، ومحل­جمع آوری هیزم­و نظیرآن.

             آیت­الله محقق کابلی­درموردحریم قریه فرموده است که: آنچه قریه به­آن­احتیاج داردکه­درصورت­استیلا دیگران برآن اهل قریه درتنگنا قرار می­گیرند، حریم قریه به حساب می­آید مانند: راه­تردد، محل­خاکروبه، محل ریختن کود حیوانات، محل هیزم، وچراگاه حیوانات و... .[17]

           باتوجه به معیارحریم قریه ازنظرفقهای­اسلام، مراتع هزاره جات بسیارمحدود بوده­و موردنیازشدیداهالی­آن می­باشدو قطعاً حریم به حساب می­آید که متعلق حق اهالی­قریه است وتصرف دیگران­درآن­جایز نمی باشد. و مردم درصورت تجاوزدیگران می­توانند ازحریم خود دفاع نمایند. زیرا تهاجم کوچی­ها دراین مناطق عسرو حرج شدید به وجود می­آوردو زندگی­مردم را به تباهی­و نابودی می­کشاند. براساس­فقه­اسلامی­چنین­کاری­جایزنمی­باشد ومسلمان مرتکب چنین­کاری­نمی­شود. همچنین ضرررساندن دراسلام به شدت منع شده، هجوم کوچی­ها به هزاره جات وسایرمناطق کاملاًبرضرر مردم بوده که جبران پذیرنمی­باشد.  قاعده­لاضرردراسلام مشهوراست که­شیعه وسنی­آن را قبول دارند. به یک نمونه ازمنابع اهل سنت اشاره می­گردد. درکتاب­الفقه­الحنفیه­ابتدا قاعده لاضرررا بیان کرده سپس­آن را توضیح داده. ضررالحاق المفسدة بالغیرو الضرارمقابلة الضرربالضرار. ونص­الماده یفیدوجوب منع الضررمطلقا سواءکان­عاماً­اوخاصاً­کما­یفیدوجوب­دفع­الضررقبل­وقوعه­ووجوب رفع الضرربعد وقوعه[18].  ضررعبارت است ازواردکردن مفسده به دیگران­و ضرارمقابله کردن باضرراست بواسطه اضرار. اصل­این­عبارت می­رساند که منع ضررواجب است همان طوری که دفع ضررقبل ازوقوع و رفع آن بعد ازوقوع واجب است.

           بنا براین ضرررساندن ممنوع است­و دفع آن واجب، مردم حق دارنددر صورت تهاجم عناصر متجاویز از مال وناموس و جان خود دفاع نما یند و دفاع یک حق شرعی­است.

            مالکیت­و حیات ازحقوق مسلم هرانسان است، عبدالرحمن با فرمان های­ظالمانه خود درراستای سلب­حق حیات­و نفی­مالکیت مردم هزاره و اقوام دیگرتلاش نمود. حق­حیات­وحق مالکیت­را خداوند به همه ارزانی داشته وهیچ شخص­حقیقی­یاحقوقی نمی تواند این حق را ازدیگران سلب کند.  درشریعت اسلام حق حیات وحق مالکیت به رسمیت شناخته شده و کشتن یک انسان بی­گناه به منزله کشتن همه انسانها تلقی­شده است. اعلامیه­جهانی حقوق بشرنیزحق­حیات و حق مالکیت رامحترم شمرده­درماده3 آمده: هرفردی­حق زندگی، آزادی­و امنیت شخصی­دارد. ودرماده 17 این اعلامیه آمده که:1- هرشخص به تنهای­یا به صورت جمعی­حق مالکیت دارد.2- هیچ کس را نباید خودسرانه ازحق مالکیت محروم کرد.[19] ازنگاه حقوق بشر، حق حیات­وحق آزادی­و حق­امنیت وحق مالکیت ازحقوق­مسلم هرانسان است که بایدبه آن احترام گذاشته شود و کسی حق ندارد باانگیزه توسعه طلبی و قوم گرایی حق زندگی دیگران را سلب نماید و از مالکیت و امنیت و آزادی محروم سازد.

      

نوشته شده در شنبه 1387/06/09ساعت 12 توسط عبدالله اخلاقی| |