فردای روشن
فرداي روشن آرزوي فرداي بهتري را براي شما دارد
درموردکوچیها کهمشکلفعلیمردمافغانستان استو امنیت ملیرابه خطرانداخته، میتوانگفتاولاً فرمانهایکهعبدالرحمن به کوچیهاداده فاقداعتبارشرعی و قانونیاند بخصوص که برخیفرمانهاتوسط کارگزاراناوجعل شده و یک نمونهآن درصفحات قبلارائهگردید. ثانیاً فرض کنیم که امیرصلاحیت واگذاریمراتع را به کوچیهای پشتون داشتهاست،اینصلاحیت به مراتعی منحصرمیشودکه مورد نیازاهالیمحلنبودهو حریمقریهبهحسابنیاید. عبدالرحمن صدسالپیشدرآغازقرن بیستم حکومت می کرد، امروز قرن بیست و یکم است. دراینصدسال شرایط بسیارتفاوت کرده جمعیت دههابرابرافزایشیافته، قریهها چندین برابرتوسعه پیدا کرده و نیازمندیمردم به مراتع بیش ترگردیده است. مراتع کنونیهزاره جات که حیات اقتصادی مردمآن به زراعتو مالداری وابسته است برایدامومواشیخود آن مردم کفایت نمیکند. بنابراین هزاره جات فعلی ظرفیتپذیرشکوچیرا نداردو مراتعمنطقه، حریم قریه به حساب میآیند که حریم از نگاه فقهو حقوق اسلامیتابع ملکیت قریه ها است و تصرف درآن جوازندارد، زیرامردم را به عسروحرج می اندازد. درفقه شیعه وسنیحریم احترام دارد وحرمت تصرف درآن بدیهیوقطعیاست. درکتاب قوانین الفقهیه آمده:وحریم القریة موضع محطبها ومرعاها[11]. حریم قریه عبارت است ازمحل هیزم وچراگاه مواشیآن. درالهدایهمراتع،حریمقریهدانستهشده:ولایجوزاحیاءماقربمن العامرویترک مرعیً لاهل القریة ومطرحا ًلحصایدهم لتحققحاجتهم الیها[12]. احیاینزدیکی های زمین های آباد جایزنمیباشدو بهعنوان مرتع اهل قریهومحلانداختن زراعتهایدروشده، گذاشته شود زیرا اهلقریه بهآن نیازدارد. ابنعابدین نیزحریم زمینهایعامررا بیان نموده می گوید: حریم عامرعبارت است ازمراتع وچراگاه مواشیومحل انداختن زراعت های دروشده و محل هیزم.[13] ازفقهایشیعهشهیداول دردروسآورده:حریم القریة مطرح القمامه والتراب والزبل ومناخ الابل ومرتکض الخیل والنادی وملعب الصبیان ومسیل المیاه ومرعی الماشیةو محتطب اهلها[14]. حریم قریه جایخاکروبه و کودحیوانیو جایگاه شترانو اسپهاو محلاجتماع اهالیو جای بازیکودکانو مسیرآب سیلو چراگاه مواشیو جایهیزمآن است. امام خمینیمیفرماید: حدالمرعیالذی حریم للقریةو محتطبهامقدارحاجة اهالیها بحسب العادة بحیث لومنعهم مانع اوزاحمهم مزاحم لوقعوافیالضیق و الحرج[15]. حدودی که به عنوا ن حریم قریه رعایت شود، تابع نیازوحاجت اهالیآن است طبق عرف وعادت شان به قسمی که اگر مانع یا مزاحم پیداشود اهالیدرضیق وحرج میافتند. آیةاللهخوییدربابحریممیفرماید: حریمالقریه ماتحتاج الیه فی حفظ مصالح اهلها من مجمع ترابها وکناستها ومطرح سمادهاو رمادهاو مجمعاهالیها لمصالحهمو مسیلمائهاوالطروقالمسلوکة منهاو الیهاو مدفن موتاهمو ماشاکل ذلک[16]. حریم قریهعبارت است اززمینیکه برایحفظ مصالح آن روستاو مردمآن موردنیازاست مانندمحلریختن خاکو فضولاتو کودو خاکستر، محلتجمعاهالیبهخاطرمصالح ایشان، مسیرسیلابو راههای ورودیو خروجی، قبرستان، محل چراگاه مواشی، ومحلجمع آوری هیزمو نظیرآن. آیتالله محقق کابلیدرموردحریم قریه فرموده است که: آنچه قریه بهآناحتیاج داردکهدرصورتاستیلا دیگران برآن اهل قریه درتنگنا قرار میگیرند، حریم قریه به حساب میآید مانند: راهتردد، محلخاکروبه، محل ریختن کود حیوانات، محل هیزم، وچراگاه حیوانات و... .[17] باتوجه به معیارحریم قریه ازنظرفقهایاسلام، مراتع هزاره جات بسیارمحدود بودهو موردنیازشدیداهالیآن میباشدو قطعاً حریم به حساب میآید که متعلق حق اهالیقریه است وتصرف دیگراندرآنجایز نمی باشد. و مردم درصورت تجاوزدیگران میتوانند ازحریم خود دفاع نمایند. زیرا تهاجم کوچیها دراین مناطق عسرو حرج شدید به وجود میآوردو زندگیمردم را به تباهیو نابودی میکشاند. براساسفقهاسلامیچنینکاریجایزنمیباشد ومسلمان مرتکب چنینکارینمیشود. همچنین ضرررساندن دراسلام به شدت منع شده، هجوم کوچیها به هزاره جات وسایرمناطق کاملاًبرضرر مردم بوده که جبران پذیرنمیباشد. قاعدهلاضرردراسلام مشهوراست کهشیعه وسنیآن را قبول دارند. به یک نمونه ازمنابع اهل سنت اشاره میگردد. درکتابالفقهالحنفیهابتدا قاعده لاضرررا بیان کرده سپسآن را توضیح داده. ضررالحاق المفسدة بالغیرو الضرارمقابلة الضرربالضرار. ونصالماده یفیدوجوب منع الضررمطلقا سواءکانعاماًاوخاصاًکمایفیدوجوبدفعالضررقبلوقوعهووجوب رفع الضرربعد وقوعه[18]. ضررعبارت است ازواردکردن مفسده به دیگرانو ضرارمقابله کردن باضرراست بواسطه اضرار. اصلاینعبارت میرساند که منع ضررواجب است همان طوری که دفع ضررقبل ازوقوع و رفع آن بعد ازوقوع واجب است. بنا براین ضرررساندن ممنوع استو دفع آن واجب، مردم حق دارنددر صورت تهاجم عناصر متجاویز از مال وناموس و جان خود دفاع نما یند و دفاع یک حق شرعیاست. مالکیتو حیات ازحقوق مسلم هرانسان است، عبدالرحمن با فرمان هایظالمانه خود درراستای سلبحق حیاتو نفیمالکیت مردم هزاره و اقوام دیگرتلاش نمود. حقحیاتوحق مالکیترا خداوند به همه ارزانی داشته وهیچ شخصحقیقییاحقوقی نمی تواند این حق را ازدیگران سلب کند. درشریعت اسلام حق حیات وحق مالکیت به رسمیت شناخته شده و کشتن یک انسان بیگناه به منزله کشتن همه انسانها تلقیشده است. اعلامیهجهانی حقوق بشرنیزحقحیات و حق مالکیت رامحترم شمردهدرماده3 آمده: هرفردیحق زندگی، آزادیو امنیت شخصیدارد. ودرماده 17 این اعلامیه آمده که:1- هرشخص به تنهاییا به صورت جمعیحق مالکیت دارد.2- هیچ کس را نباید خودسرانه ازحق مالکیت محروم کرد.[19] ازنگاه حقوق بشر، حق حیاتوحق آزادیو حقامنیت وحق مالکیت ازحقوقمسلم هرانسان است که بایدبه آن احترام گذاشته شود و کسی حق ندارد باانگیزه توسعه طلبی و قوم گرایی حق زندگی دیگران را سلب نماید و از مالکیت و امنیت و آزادی محروم سازد. مسأله کوچیها



